غدير خم مىكند : چه بسيار سفارشاتى مخصوص على ( ع ) از پيامبر ( ص ) شنيدم .
و در روز غدير خم منبرى ساختند كه به همه صدا مىرسيد .
و دست على ( ع ) در دست پيامبر با نداى بلند به امر پروردگار فرمود :
آيا من به شما از خودتان اولى و سزاوارتر نيستم ؟ گفتند : بلى . پس على ( ع ) را امير همه مؤمنين معرفى كرد از طرف خداوند . و پيامبر گفت هركس من مولاى او هستم پس اين على ( ع ) هم امروز مولاى اوست چه مولاى خوبيست .
پس خدايا دوست دار دوستدار على ( ع ) را و دشمن دار دشمن برادر پيامبر را .
( خطاب به مردم پيامبر فرمود ) پيمان خود را با خاندان من نشكنيد پس هركس از اهل بيت من جدا شود به من نمىرسد و شيخ تو ( منظور ابو بكر و عمر است ) كه چنين ديد به على ( ع ) تبريك گفت . پس پيامبر ( ص ) فرمود : على ( ع ) ولىّ و سرپرست شماست او را پاس داريد . و من و تو اى معاويه با كارى كه كرديم و با على ( ع ) مخالفت و جنگ نموديم در پايينترين جاى جهنم جاى داريم .
و خون عثمان ( بهانه خونخواهى عثمان ) هم ما را در ايستگاههاى الهى در قيامت نجات نخواهد داد .
و على ( ع ) خصم ماست فرداى قيامت نزد خدا و پيامبر خدا به حساب ما رسيدگى مىكند و ما از حق بركناريم .
روزىكه پردهها كنار رود ما چه عذرى داريم ؟ واى به حال تو از آن فرداى قيامت و واى به حال من .
ملاحظه : وقتى معاويه اين اشعار را خواند ديگر متعرض عمرو عاص نشد .
99 - نسب و حسب عمرو عاص
پدرش عاص بن وائل كه
( إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ )
سوره كوثر درباره او نازل شد ( طبقات ابن سعد