كشيد و گفت : چيزى از اموالم نمانده همه را در راه خدا بخشيدهام جز اين دو برده آنها را بگير و برو . گفت : من اين كار را نمىكنم . اعرابه گفت : درهرحال اينها آزاد مىشوند خواهى بگير و خواهى آزاد كن و دست به ديوار نهاد و به راه خود ادامه داد . مرد آندو غلام را گرفت و برگشت مردم كه فهميدند گفتند : عبد اللّه بن جعفر مال زيادى بخشيد و كارى بى سابقه انجام نداده و با اين تفاوت كه شمشير على ( ع ) بزرگترين اعطاى او بوده است و قيس هم با اجازهاى كه به كنيز داده و به علاوه آزادش كرد از جوادترين مردم است ولى سخىترين آنها اعرابه اوسى است كه هرچه داشت بخشيد ( البدايه و النهايه 8 / 100 )
ملاحظه : 1 - قيس بن سعد در سال آخر حكومت معاويه 60 - 59 از دنيا رفت .
2 - بعد از مطالب فوق و بسيارى ديگر از فضائل قيس كه علّامه امينى در جلد 2 الغدير بيان مىكند اضافه مىكند اينها را ما آورديم تا پيروان على ( ع ) مشخص شوند چگونه افرادى هستند و كافى است قيس بن سعد را با عمرو عاص مقايسه كنيد و قضاوت كنيد .
فصل پنجم اشعار و زندگى عمرو عاص
98 - اشعار عمرو عاص و اعتراف به ولايت على ( ع )
بنا به نقل مؤرخان از جمله لطائف اخبار الدول اسحاقى ( ص 41 ) معاويه نامههائى به عمرو عاص نوشت كه خراج مصر را بفرستد ولى عمرو عاص امتناع مىكرد معاويه نوشت براى آخرينبار مىنويسم بدون هيچ تأخيرى خراج را بفرست عمرو عاص در جواب قصيدهاى طولانى كه 66 بيت است و معروف به قصيده جلجليّه ( به مناسبت بيت آخر ) را فرستاد كه چون از زبان يكى از دشمنان حضرت على ( ع ) است بسيار قابل توجه است كه ابن ابى الحديد در شرح خود ( 25 / 522 ) قطعهاى از آن را نقل كرده است و ابن شهراشوب در مناقب ( 3 / 106 ) سيزده بيت آن را