فصل سوم اشعار حسان بن ثابت و زندگىنامه او
اشعار حسان بن ثابت
83 - اشعار حسان در روز غدير
همان 18 ذى الحجّه سال دهم هجرى بعد از معرفى على ( ع ) توسط پيامبر ( ص ) حسان بن ثابت با اجازه پيامبر چنين سرود :
يناديهم يوم الغدير نبّيهم * بخّم و اسمع بالرّسول مناديا
فقال فمن مولاكم و نبيّكم * فقالوا و لم يبدوا هنالك التعاميا
الهك مولانا و انت نبيّنا * و لم تلق منّا فى الولاية عاصيا
فقال له قم يا على ؟ فاننى * و رضيتك من بعدى اماما و هاديا
فمن كنت مولاه فهذا وليّه * فكونوا له اتباع صدق مواليا
هناك دعا اللّهم ؟ وال وليّه * و كن للّذى عادا عليّا معاديا
آنان ( مسلمانان ) را روز غدير پيامبرشان در خم فرا خواند .
پس پيامبر ( ص ) پرسيد چهكسى پيامبر و والى شماست بدون درنگ و چشمپوشى گفتند خداى تو مولاى ماست و تو پيامبر مائى و نخواهى ديد از ما در ولايت نافرمانى .
سپس پيامبر به على ( ع ) فرمود : به پا خيز همانا من راضى شدم بعد از من تو امام و هادى امت باشى پس هركس من مولاى او هستم اين على ( ع ) هم سرپرست اوست اى مردم از روى صداقت پيرو او باشيد و آنجا پيامبر ( ص ) دعا كرد : بارخدايا دوست دار دوست على را و دشمن بدار دشمن او را .
ملاحظات :
1 - اين اولين قصيدهاى است كه درباره داستان غدير در حضور بيش از 100 هزار نفر سروده