82 - اشعار على ( ع ) در جمع صحابه
على بن احمد واحدى پيشواى اهل سنّت از ابى هريره نقل مىكند عدهاى از اصحاب پيامبر ( ص ) مثل ابو بكر ، عمر ، عثمان ، طلحه ، زبير ، فضل بن عباس ، عمار ، سلمان ، ابو ذر ، ابن مسعود و . . . جمع بودند و مناقب خويش را بيان مىكردند سپس حضرت على ( ع ) وارد شد پرسيد درباره چه موضوعى صحبت مىكنيد گفتند فضايل خود را كه از رسول اللّه شنيدهايم ذكر مىكنيم حضرت فرمود : پس گوش دهيد :
لقد علم الأناس بانّ سهمى * من الاسلام يفضّل كلّ سهم
و احمد النّبى اخى و صهرى * عليه اللّه صلّى و ابن عمى
و انّى قائد للنّاس طرّا * الى الاسلام من عرب و عجم
و قاتل كل صند يد رئيس * و جبّار من الكفّار صخم
و فى القران الزمهم و لائى * و اوجب طاعتى فرضا بعزم
كما هارون من موسى اخوه * كذلك انا اخوه و ذلك اسمى
لذلك اقامنى لهم اماما * و اخبرهم به بغدير خم
فمن منكم يعادلنى بسهمى * و اسلامى و سابقتى و رحمى ؟
فويل ثم ويل ثم ويل * لمن يلقى الا له غدا بظلمى
و ويل ثم ويل ثم ويل * لجاحد طاعتى و مريد هضمى
و ويل للّذى يشقى سفاها * يريد عداوتى من غير جرمى
( مسند احمد 5 / 321 ، حليه الاولياء 1 / 63 )
به تحقيق مردم مىدانند كه سهم من در اسلام از همه بيشتر است و احمد پيامبر ( ص ) كه درود خدا بر او باد پسر عمو و خويشاوند من است و همانا من پيشواى مردم بسوى اسلام از عرب و عجم هستم و كشنده بزرگان و سركشان كفار هستم در قرآن به استوارى واجب كرده است اطاعت و ولايت مرا همانگونه كه هارون برادر موسى است من هم برادر پيامبر هستم . براى همين در غدير خم پيامبر مرا امام مردم قرار داده است و آنها را به آن خبر داد . پس كداميك از شما در اسلام و سابقه و نزديكى به پيامبر چون من هستيد ؟ پس واى به حال كسى كه فرداى قيامت خدا را ملاقات كند و به من ظلم كرده باشد پس واى به حال كسى كه منكر طاعت من شود و حقم را پايمال كند و واى به حال بدبخت نادانيكه بخواهد با من دشمنى كند .