نامهء يازدهم 20 / ذى القعده / 1329
1 - شگفتى از احاديث صريحى كه ذكر كرديم ؛
2 - نگرانى از توافق بين اين روايات با آنچه جمهور به آن معتقدند ؛
3 - درخواست احتجاج با آيات قرآن كريم .
[ 1 - شگفتى از احاديث صريحى كه ذكر كرديم ؛ ]
1 - به زيارت نامهء پرارزشت ، تشرف حاصل شد ؛ نامهاى كه راههاى آن براى نماياندن حق ، روشن است و برداشت از آن آسان و آماده . اين دلو كشندهء آب دانش از چاه علم و دانشت را تا لب پر ساختهاى ، و همچون سيل از قلههاى كوههاى بلند وجودت ، ادله و برهان را سرازير نمودهاى .
در آن نظر افكندم و مدتى طولانى در آن تأمل نمودم . تو را در بحث ، مردى خستگىناپذير و در نبرد علمى ، ثابت قدم ، قوى ، نيرومند و داراى بيانى گويا يافتم .
[ 2 - نگرانى از توافق بين اين روايات با آنچه جمهور به آن معتقدند ؛ ]
2 - هنگامى كه خود را در خواندن و فهم ادلهء تو غرق ساخته بودم و استدلالها و براهين تو را دقيق بررسى مىكردم ، خويشتن را در جدالى عجيب يافتم ؛ به دليلهاى تو مىنگريستم ، آنها را الزامآور مىديدم ، در حجتها و بيّنههاى آشكارت نظر مىافكندم ، آنها را مسلّم مىديدم . به ائمهء عترت نگاه مىكردم ، آنها را در پيشگاه خداوند و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مقامى ديدم كه بايد بالهاى خضوع و تواضع را به دليل هيبت و جلالشان پهن ساخت .
سپس جمهور اهل قبله و اكثريت ملت اسلام را مشاهده كردم ، مىديدم كه آنها بر خلاف اهل بيت عليهم السّلام هستند ، يعنى بر خلاف آنچه ظواهر اين ادله ايجاب مىكند .