پيامبر صلّى اللّه عليه و آله .
مسلّم است كه اگر آنها حجتهاى بالغهء الهى نبودند ، اين منزلت و مقام براى آنها ثابت نبود ؛ آرى ، اگر اينها سرچشمهء گواراى آيين حق ، قائم مقام پيامبر در امر و نهى و مظاهر هدايت او نبودند ، هرگز اين منزلت و مقام را نداشتند .
بنابراين دوستداران آنها دوستدار خدا و رسولاند و مخالفان و كينهجويان نسبت به آنها ، مخالفان و كينهجويان نسبت به خدا و پيامبرند .
لذا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « كسى جز مؤمن پرهيزكار ، ما را دوست نمىدارد و غير از منافق شقاوتمند ، كسى با ما دشمنى نمىكند . » « 1 »
فرزدق ، شاعر معروف ، نيز دربارهء آنها گفته است :
من معشر حبّهم دين و بغضهم * كفر و قربهم منجى و معتصم
« گروهى كه حب و دوستىشان دين است و دشمنى با آنها كفر ، و نزديكى به آنان باعث نجات و مصونيت است »
انّ عدّ أهل التّقى كانوا أئمّتهم * أو قيل من خير أهل الأرض قيل هم
« اگر اهل تقوا و پرهيزكارى شمرده شوند ، اينها پيشوايان آنها هستند و اگر از بهترين مردمان زمين جويا شوى ، گفته مىشود : اينها هستند . »
و امير مؤمنان عليه السّلام همواره مىگفت : « من و اجداد پاكم و نيكان عترتم ، عاقلترين و بردبارترين مردم ، در خردسالى ؛ و داناترين آنها ، در پيرى هستيم . به وسيلهء ما ، خداوند دروغ را نفى مىكند ، دندانهاى گرگ هار و ديوانه را از ريشه درمىآورد ، مشكلات ذلت و اسارت شما را حل مىكند و غل و زنجيرها را از گردنتان برمىدارد ، با ما شروع مىكند و به ما ختم مىنمايد . » « 2 »
همين ما را بس كه خداوند آنها را بر ديگران مقدم داشته است تا آنجا كه صلوات و درود بر آنها را در نماز ، بر تمام بندگانش واجب كرده است .
هامش
( 1 ) - ملّا چنانكه در مقصد دوم از مقاصد آيهء 14 باب 11 صواعق آمده ، اين حديث را نقل كرده است .
( 2 ) - اين حديث را عبد الغنى بن سعد در كتاب ايضاح الاشكال آورده ، اين همان حديث 6050 احاديث كتاب كنز العمال است كه در آخر صفحهء 396 ، جزء ششم آن را ذكر كرده است .