تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
كسى را به پيشوايى در پيشگاه خدا انتخاب مىكنيد ؟ » « 1 » 8 - و نيز پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « از ائمهء اهل بيت عليهم السّلام پيش نيفتيد كه هلاك مىشويد ، و در مورد آنان كوتاه نياييد و عقب نمانيد كه نابود مىگرديد ، به آنها مياموزيد كه از شما آگاه‌ترند . » « 2 » 9 - و نيز فرموده است : « اهل بيت مرا نسبت به خود به منزلهء سر ، نسبت به بدن ، و به منزلهء چشم‌ها ، نسبت به سر ، بدانيد و سر ، جز به وسيلهء چشم‌ها هدايت نمىشود . » « 3 » 10 - و نيز فرموده است : « به مودت ما اهل بيت ملتزم باشيد . آن كس كه خدا را ملاقات كند ، درحالىكه ما را دوست مىدارد ، با شفاعت ما داخل بهشت خواهد شد . سوگند به آن كسى كه جانم در اختيار اوست ، عمل هيچ كس جز با شناسايى حق ما ، به او نفع نخواهد بخشيد . » « 4 » 11 - و نيز فرموده است : « معرفت و شناخت آل محمّد بيزارى از آتش است ، حب و دوستى آل محمّد گذرنامهء عبور از صراط است ، و ولايت آل محمّد موجب امنيت از عذاب خواهد بود . » « 5 »
هامش
( 1 ) - ملّا در سيرهء خود ، اين حديث را آورده و در تفسير آيهء« وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ » ،صفحهء 90 از كتاب صواعق ابن حجر نيز ذكر شده است . ( 2 ) - طبرانى آن را در حديث ثقلين و ابن حجر در تفسير آيهء چهارم« وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ »از آياتى كه در باب 11 كتاب صواعق آورده ، در صفحهء 89 ذكر كرده‌اند . ( 3 ) - گروهى از نويسندگان حديث ، اين حديث را به‌طور مرفوعه از ابوذر نقل كرده‌اند و امام الصبّان در كتاب اسعاف الراغبين در فضائل اهل بيت و شيخ يوسف نبهانى در صفحهء 31 از كتاب الشرف المؤبد و عدهء ديگرى از افراد موثق آن را ذكر كرده‌اند ، و اين با صراحت ، رياست و حكومت آنها را بر مردم ثابت مىكند ، و روشن مىسازد كه هدايت به سوى حق جز از طريق آنان ممكن نيست . ( 4 ) - طبرانى در كتاب اوسط ، سيوطى در كتاب احياء الميت و نبهانى در كتاب اربعين الاربعين خود و ابن حجر در باب تحريص بر محبت اهل بيت در كتاب صواعق و عدهء ديگرى از اعلام اهل سنت آن را آورده‌اند . در اين جمله از سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و سلم : « لا ينفع عبدا عمله الّا بمعرفة حقّنا ؛ عمل هيچ كس جز با شناسايى حق ما به او نفع نخواهد بخشيد » دقت كن ! پس بپرس كدام حق اهل بيت بوده كه خداوند شرط صحت اعمال قرار داده است ، آيا غير از تسليم و اطاعت فرمان آنها بوده و آيا منظور جز رسيدن به حق ، از طريق و صراط مستقيم آنان بوده است ؟ و چه حقى جز نبوت و خلافت مىتواند چنين اثر عظيمى داشته باشد ؟ ولى ما به ملتى مبتلا شده‌ايم كه نمىانديشند .إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ .( 5 ) - قاضى عياض اين حديث را در فصلى دربارهء اين‌كه « احترام و نيكى به اهل بيت توقير و نيكى به پيامبر صلّى اللّه عليه و سلم