پس از من به اهل بيتم اقتدا كند ، كه آنها عترت من هستند ، از طينت من آفريده شدهاند ، و از علم و فهم من بهره بردهاند . واى بر آن افراد از امتم كه فضل و برترى آنها را تكذيب كنند ، و ارتباط بين من و آنها را قطع نمايند . خداوند شفاعت مرا نصيب آنها نكند . » « 1 »
2 - مطير ، باوردى ، ابن جرير ، ابن شاهين و ابن منده ، از طريق اسحاق ، از زياد بن مطرف ، آوردهاند كه گفته ؛ شنيدم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىفرمود : « آن كس كه دوست دارد همچون من زندگى كند ، و چون من بميرد ، و داخل بهشتى كه پروردگارم به من وعده داده - كه همان بهشت جاويدان است - بشود ، على و ذرّيهء او را ، پس از او دوست بدارد ؛ چه اين كه : آنها هرگز شما را از درب هدايت خارج نمىكنند و هيچگاه در وادى ضلالت داخل نخواهند ساخت . » « 2 »
3 - و مانند اين حديث ، حديث زيد بن ارقم است كه مىگويد ؛ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
« كسى كه مىخواهد همچون من زندگى كند ، و همچون من بميرد و در بهشت جاويدان موعود پروردگارم ساكن گردد ، بايد على بن ابى طالب عليه السّلام را دوست بدارد . او هرگز شما را از هدايت خارج نخواهد ساخت و هيچگاه در ضلالت داخل نخواهد كرد . » « 3 »
هامش
( 1 ) - عين الفاظ اين حديث در كنز العمال ، آخر صفحهء 217 ، جزء ششم ، حديث 3819 و در كتاب منتخب الكنز آمده ، و در اوائل حاشيه مسند احمد ، صفحهء 94 ، جزء پنجم ، با اين تفاوت كه در جملهء « و رزقوا فهمى و علمى » كلمهء « و علمى » نيامده است و شايد اشتباه از تاريخ باشد .
و حافظ ابو نعيم در كتاب حليه خود و ابن ابى الحديد ، در صفحهء 449 و 450 ، جلد دوم شرح نهج البلاغه ، طبع مصر از احمد بن حنبل ، در كتاب مسند و مناقب على بن ابى طالب مانند آن را نقل كرده است .
( 2 ) - اين همان حديث 2578 احاديث كنز العمال ، جزء ششم ، صفحهء 155 است كه در كتاب منتخب منتخب كنز العمال ، در سطر آخر حاشيه ، جزء پنجم كتاب مسند احمد نيز نقل شده است . و ابن حجر عسقلانى آن را به نحو اختصار در ترجمهء زياد بن مطرف در قسمت اول كتاب الاصابة ذكر كرده ، و سپس اضافه نموده كه در سند آن يحيى بن يعلى محاربى است كه ضعيف و غير قابل قبول است .
ولى اين از ابن حجر بسيار غريب است ؛ زيرا يحيى بن يعلى محاربى به اجماع همهء دانشمندان علم رجال ثقه است و بخارى در روايات عمرهء حديبيه در صحيح خود از او روايت كرده و مسلم در كتاب حدود از صحيح خود ، از او نقل نموده كه از نظر بخارى از پدرش ، و از نظر مسلم از غيلان بن جامع ، روايت شنيده است و ذهبى در ميزان موثق بودن او را مسلّم مىداند و قيسرانى مىگويد : اين شخص مورد توجه بخارى و مسلم است و ديگران به او احتجاج مىكنند .
( 3 ) - اين حديث را حاكم ، در آخر صفحهء 128 ، جزء سوم مستدرك نقل كرده و گفته است : اين حديثى است از نظر