4 - همچنين حديث عمار ياسر كه برطبق آن ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « كسانى كه به من ايمان آوردهاند و مرا تصديق كردهاند ، آنها را به ولايت على بن ابيطالب عليه السّلام سفارش مىكنم . هركس او را ولىّ خود بداند ، مرا ولىّ خود دانسته و كسى كه مرا ولىّ خود بداند خدا را ولىّ خود دانسته است . و هركس او را دوست بدارد ، مرا دوست داشته و هركس مرا دوست بدارد ، خدا را دوست داشته است ، و كسى كه با او بغض و كينه پيدا كند ، با من كينه پيدا كرده و آن كس كه با من كينه پيدا كند ، كينهء خدا را در دل گرفته است . » « 1 »
5 - و نيز از « عمار ياسر » نقل شده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « بار پروردگارا ، [ شاهد باش ! ] كسى كه به من ايمان آورده و مرا تصديق كرده است نبايد از ولايت على بن ابى طالب عليه السّلام دست بردارد ؛ زيرا ولايت او ولايت من است و ولايت من ولايت خدا . » « 2 »
6 - و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در خطبهاى فرمود : « اى مردم ، فضل ، شرف ، مقام و ولايت از آن رسول خدا و ذرّيهء اوست ، بنابراين سخنهاى بىجا و باطل ، شما را به بيراهه نكشاند . » « 3 »
7 - و نيز فرموده است : « در هر نسلى از امتم ، افراد عادل و دادگسترى از اهل بيتم هستند كه تحريفات افراد گمراه ، و مطالب پوچى كه افراد مخرب در دين ايجاد مىكنند و تأويلات و تفسيرهاى نادرست افراد جاهل از دين را نفى كرده ، از بين مىبرند . بدانيد ! امامان و پيشوايان شما ، افراد نمونهء شما در پيشگاه خدا خواهند بود ، پس بنگريد چه
هامش
- اسناد ، صحيح ، ولى بخارى و مسلم آن را نقل ننمودهاند ، و طبرانى در كتاب كبير و ابو نعيم در كتاب فضائل الصحابه آن را آوردهاند و اين حديث 2577 از احاديث كنز العمال ، جزء ششم ، صفحهء 155 است . در كتاب منتخب الكنز نيز آمده ، به حاشيه ، صفحهء 32 ، جزء پنجم مسند مراجعه شود .
( 1 ) - طبرانى در كتاب كبير و ابن عساكر در تاريخ خود اين حديث را نقل كردهاند و اين همان حديث 2571 از احاديث كتاب كنز العمال است كه در آخر صفحهء 154 از جزء ششم آن را ذكر كرده است .
( 2 ) - طبرانى در كتاب كبير اين حديث را از محمّد بن ابى عبيدة بن محمّد بن عمار بن ياسر كه او از پدرش ، از جدش عمار گرفته ، نقل كرده است ، و اين حديث 2576 از احاديث كنز العمال است كه در صفحهء 155 از جزء ششم نقل كرده و در كتاب منتخب كنز العمال نيز آن را آورده است .
( 3 ) - اين سخن را ابو الشيخ در حديثى طولانى ذكر كرده ، و ابن حجر در آخر مقصد چهارم از مقاصدى كه در تفسير آيهء« الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى »، صفحهء 105 بحث نموده ، در كتاب صواعق آورده است ، در آن دقت كن ! و از مقصد بلندى كه در آن نهفته شده ، آگاه شو و از جملهء « فلا تذهبنّ بكم الأباطيل ؛ سخنان بيهوده و بىارزش ، شما را به بيراهه نبرد » غفلت مكن !