مىشود ) . » « 1 »
اين آيه مىگويد : اين سه طلاق بايد در سه بار واقع شود ، و پس از بار اول و دوم ، سازش و ازدواج مجدد صورت گرفته باشد ، اما آنها اين سه طلاق را ، در يك مجلس ، درست مىدانند ، به اين معنى كه ، مىتواند در همان جلسهء اول ، او را سه بار طلاق گويد ، يا به تعبير معروف سه طلاقه كند ، و اين با ظاهر قرآن مخالف است . و حتى براساس رواياتى كه نقل شده و در صفحهء 574 ، جزء اول صحيح مسلم آمده است ، حتى تا دومين سال حكومت عمر هم اين مطلب وجود نداشته و پس از آن رايج شده است .
در مورد حاطب بن بلتعة ، بايد دانست كه او نامهاى به مشركان نوشته بود و آنان را از پارهاى از اسرار مسلمانان آگاه ساخته بود . پس از افشا شدن جريان ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از او پرسيد : چرا اين كار را انجام دادى ؟
در پاسخ عرض كرد : مىخواستم بدين وسيله نزد آنها موقعيتى داشته باشم تا بتوانم از اموال و خانوادهام دفاع كنم ؛ چرا كه هركدام از اصحاب شما اقوام و بستگانى دارند كه از آنها دفاع مىكنند ، جز من .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : راست مىگويد . جز نيكى ، سخنى دربارهاش نگوييد . ولى عمر گفت :
او به خدا ، رسول خدا و مؤمنان خيانت كرده است ، بگذاريد من گردنش را بزنم .
مواردى كه در نامهء نود و هشتم بر آن اشاره فرمود ، در كتاب فصول المهمه ، با توضيح آورده است . مواردى كه در بالا اشاره شد نيز از همين كتاب نقل كرديم .
( 28 * ) - نويسندهء بزرگوار براساس ، بىنظمى و ناهماهنگىاى كه در طول تاريخ ، از ملتهاى مسلمان مشاهده كرده ، چنين قضاوت كرده است . اى كاش ! زنده بود و انقلاب اسلامى ايران را به رهبرى حضرت نايب الامام ، امام خمينى ( ره ) مشاهده مىكرد .
سلحشوران ، پاسداران و ملت جانباز ايران را مىديد كه چگونه ، براى گرفتن حق ، به پا خاستهاند ، آنگاه قضاوتى ديگر داشت و نسبت به تمام زمانها يكنواخت قضاوت نمىفرمود ، ولى در آن عصر و زمان ، حق با مؤلف محترم است .
هامش
( 1 ) - بقره ، آيات 229 - 230 .