تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
زبان آورند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از آن جهت امامان اهل بيت عليهم السّلام را « باب حطّه » مىداند كه مسلمانان بايد در برابر آنها سر فرود آورند و احكام خدا را از طريق آنان ياد بگيرند . اين كلمه ( حطه ) در آيهء 58 سورهء بقره و آيهء 161 سورهء اعراف آمده است . ( 4 * ) - كسانى كه پيامبر را ملاقات كرده‌اند « صحابه » ، و آنها كه پيامبر را ملاقات نكرده ، ولى اصحاب او را ملاقات كرده‌اند « تابعين » ، و آنها كه تابعين را ديده‌اند - نه صحابه را - « تابعين تابعين » مىنامند . ( 5 * ) - منظور از قرون ثلاثه ( قرن‌هاى سه‌گانه ) ، عصر پيامبر ، عصر صحابه و عصر تابعين است . كه در اين سه دوران ، از مذهب اشعرى و مذاهب اربعه نام و نشانى نبوده است . به ترجمهء سردار كابلى ، صفحهء 13 ، چاپ بهمن‌ماه 1324 مراجعه كنيد . ( 6 * ) - صاحبان مذاهب اربعه تبعيت بىدليل از فتواهايشان را نهى مىكنند . رؤساى مذاهب اربعه يعنى ابو حنيفه ، مالك ، شافعى و امام احمد حنبل ، خود معترفند كه فتواهايشان ، همه ، وحى منزل نيست كه نتوان بر خلاف آن عمل كرد ، بلكه خود با صراحت گفته‌اند : ما هم چون ديگر انسان‌ها هستيم و در فتوا اشتباه مىكنيم ، بنابراين جايى كه دليلى بر اشتباه ما گواهى داد و از پيامبر حديثى بر خلاف فتواى ما نقل شد ، فتواى ما را كنار بگذاريد و به آن حديث متمسك شويد . با توجه به اين مطلب ، روشن مىگردد كه آنها اجتهاد را ملك طلق خود نمىدانستند و همهء مسلمانان در اين مطلب يكسانند . اكنون به تعدادى از كلمات خود آنها توجه كنيد : ابو حنيفه : 1 - « إذا صحّ الحديث فهو مذهبى ؛ هرگاه حديث ، صحيح بود ، فتوا و نظر من همان است . » « 1 » 2 - « و لا يحلّ لأحد أن يأخذ بقولنا ما لم يعلم من أين أخذناه ؛ براى احدى حلال نيست كه به گفتهء ما متمسك شود ، مادامى كه نداند ؛ ما آن را از كجا گرفته‌ايم و دليل آن چه است . » « 2 »
هامش
( 1 ) - ابن عابدين در حاشيه ( 1 / 63 ) و در رسالهء رسم المفتى ( 1 / 4 ) نقل كرده است . ( 2 ) - ابن عبد البر در الانتقاء فى فضائل الثلاثة الائمة الفقهاء ، صفحهء 145 ، و ابن القيم در اعلام الموقعين ( 2 / 309 ) و
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 523 | السيد عبد الحسين شرف الدين