نامهء صدم 8 / ربيع الثانى / 1330
1 - خروج از مركز بحث ؛
2 - اجابت درخواست .
[ 1 - خروج از مركز بحث ؛ ]
1 - قبول فرموديد كه : آنها در نصوص نقل شده ، در آن مواردى كه برشمرديم ، تصرف كردهاند بنابراين گفتهء ما را تصديق فرمودهايد ، الحمد للّه . اما حسن مقاصد آنان ، و مقدم داشتن مصلحت عموم ، و تلاش در راه آنچه براى امت اصلح ، براى ملت ارجح ، و براى شوكت و عظمت اسلام نيرومندتر است از محل بحث خارج است ، چنانكه خود مىدانيد [ چرا كه بحث ما در اين بود : آيا آنها متعبد به نص گفتهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بودهاند يا نه ؟ اما اينكه چرا متعبد نشدهاند ، از محل بحث خارج است ] .
[ 2 - اجابت درخواست . ]
2 - در نامهء اخيرت خواسته بودى كه به تفصيل ، نصوص صحيحى را كه دربارهء على عليه السّلام است اما به امامت و خلافت مربوط نيست و اصحاب به آنها متعبد نشده ، بلكه اعتنا ننمودهاند ، بياورم ، درحالىكه تو پيشوا و امام سنن و اخبار ، در اين زمان ، هستى ؛ قسمتهاى مختلف آن را گردآورى و مطالعه كردهاى و در آگاهى و اطلاع از مسائل متفرقه و پراكندهء آن حداكثر تلاش را به كار گرفتهاى .
بنابراين چه كسى مىتواند خيال بكند كه تو از تفصيل آنچه كه ما به اجمال آوردهايم ، آگاهى ندارى ؟ و چه كسى خود را در فهم كنه آنچه ما به آن اشاره كرديم ، از شما اولى و برتر مىداند ؟ آيا در ميان اهل سنت احدى همتا و هموزن شما يافت مىشود ؟ هرگز !