نامهء نود و نهم 5 / ربيع الثانى / 1330
1 - آنها در اين موارد ، مصلحت عموم را مقدم مىداشتند ؛
2 - درخواست بقيهء موارد .
[ 1 - آنها در اين موارد ، مصلحت عموم را مقدم مىداشتند ؛ ]
1 - فرد عاقل ، در حسن مقاصد آنها ، ترديد نمىكند ؛ و مىداند كه آنها مصلحت عموم را در تمام اين موارد مقدم مىداشتند ؛ زيرا آنها سخت به دنبال مهيا كردن وضعى بودند كه براى امت ، به صلاح نزديكتر و براى ملت ، راجحتر و در بالا بردن شوكت و قدرت مسلمانان ، نيرومندتر باشد .
بنابراين در كارهايى كه انجام دادهاند بر آنها عيب و ايرادى نيست ، خواه متعبد به نص شده و خواه آن را تأويل كرده باشند .
[ 2 - درخواست بقيهء موارد . ]
2 - ما شما را مكلف ساختيم تا تمام مواردى را كه آنها به نص متعبد نشدهاند بياوريد ، شما تعدادى از آنها را آورديد و سپس فرموديد : دربارهء امام و عترت ، نصوصى ، غير از نصوص خلافت ، است كه گذشتگان ما به آن عمل نكردهاند .
اى كاش ! آنها را ، بهطور تفصيل ، مىآورديد و ما را از درخواست [ پىدرپى ] آنها بىنياز مىساختيد .
و السّلام
س