تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
از دين خارج خواهند شد و هرگز باز نخواهند گشت ، اينها را بكشيد كه بدترين مخلوق روى زمين‌اند . » ابو يعلى نيز ، در مسند خود ، چنان‌كه در شرح حال ذو الثديه در كتاب الاصابه ابن حجر آمده ، از انس نقل كرده است : در عصر پيامبر ، شخصى بود كه تعبد و كوشش وى در عبادت ، همهء ما را به شگفت واداشته بود . ما اين مطلب را به پيامبر عرض كرديم و نامش را برديم ، آن حضرت او را نشناخت ، صفاتش را برشمرديم ، تطبيق نكرد ، در اين حال خود شخص پيدا شد ، گفتيم : همين مرد است . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : از مردى به من خبر مىدهيد كه نشانهء شيطان در چهره‌اش آشكار است ، آن مرد پيش آمد تا كنار اصحاب رسيد ، ايستاد و سلام نكرد ، پيامبر به او روى آورده گفت : تو را به خدا سوگند مىدهم ، هنگامى كه به اينجا رسيدى ، اين خيال به ذهنت خطور نكرد كه در اين مجلس ، كسى برتر و بهتر از تو نيست ؟ پاسخ داد : بلى ، سپس وارد شد و مشغول نماز گرديد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : چه كسى او را مىكشد ؟ ابو بكر گفت : من . برخاست و نزد او رفت ، ديد به نماز ايستاده ، با خود گفت : سبحان اللّه ، شخصى را كه نماز مىخواند بكشم ؟ لذا بيرون آمد . رسول خدا فرمود : نكشتى ؟ پاسخ داد : دوست نداشتم او را بكشم ، چون نماز مىخواند ؛ شما ما را از قتل نمازگزاران نهى فرمودى . پيامبر فرمود : چه كسى حاضر است او را بكشد ؟ عمر گفت : من . آنگاه وى را در حالى يافت كه سر به سجده گذارده بود . عمر با خود گفت : ابو بكر از من برتر است [ او را نكشت من چگونه بكشم ؟ ] لذا بازگشت . پيغمبر فرمود : چه شد ؟ پاسخ داد : ديدم براى خدا سر به زمين گذارده ، دوست نداشتم بكشم . پيغمبر فرمود : كيست او را بكشد ؟ على عليه السّلام پاسخ داد : من . آن حضرت فرمود : اگر او را بيابى !
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 449 | السيد عبد الحسين شرف الدين