على عليه السّلام حركت كرد ولى هرچه جستوجو كرد ، او را نيافت و بازگشت ؛ رسول خدا سؤال كرد : چه شد ؟
على پاسخ داد : رفته بود .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اگر اين شخص كشته شده بود ، در بين امتم اختلاف نمىافتاد . »
اين حديث را حافظ محمّد بن موسى شيرازى در كتاب خود كه از تفاسير يعقوب بن سفيان ، مقاتل بن سليمان ، يوسف قطان ، قاسم بن سلام ، مقاتل بن حيان ، على بن حرب ، سدى ، مجاهد ، قتاده ، وكيع و ابن جريح استخراج نموده ، آورده است ، و گروهى از دانشمندان موثق ، همچون امام شهاب الدين احمد ، معروف به ابن عبدربه اندلسى در جزء اول عقد الفريد در آنجا كه سخن را به اصحاب اهوا مىرساند ، آن را مسلّم دانستهاند .
وى در آخر اين قضيه آورده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « اين نخستين فرد سركش و ناجورى است كه در امت من آشكار خواهد شد ، اگر او را مىكشتيد ، پس از او حتى دو نفر هم اختلاف نمىكردند . بنى اسرائيل هفتاد و دو فرقه شدند و اين امت هفتاد و سه فرقه خواهند شد ، همهء آنها در آتش هستند جز يك فرقه . » « 1 »
قريب به همين داستان ، مطلبى است كه اصحاب سنن از على عليه السّلام نقل كردهاند « 2 » كه گروهى از قريش ، نزد پيامبر آمدند و عرض كردند : اى محمّد ، ما همسايگان و همپيمانان توييم ، عدهاى از بردگان ما نزد تو آمدهاند كه به دين ، علم ، دانش و آگاهى علاقهاى ندارند . آنها فقط از انجام كار در باغها و اموال ما فرار كردهاند ، آنها را به ما برگردان .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به ابو بكر فرمود : چه مىگويى ؟
پاسخ داد : راست مىگويند ، آنها همسايگان تو هستند .
رنگ پيامبر تغيير كرد . آنگاه به عمر فرمود : تو چه مىگويى ؟
هامش
( 1 ) - فرقه و شيعه از نظر حساب جمل مترادف هستند ؛ زيرا عدد هركدام 385 است و اين از مطالبى است كه عوام آن فرقه آن را به فال مىگيرند ( و هركس آن فرقه را از خود مىداند ) .
( 2 ) - همچون امام احمد در اواخر صفحهء 155 ، جزء اول مسند و سعيد بن منصور در سنن خود و ابن جرير در تهذيب الآثار .
متقى هندى در صفحهء 396 ، جزء ششم كنز العمال آن را از همهء اينها نقل كرده و آن را صحيح دانسته است .