تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣

نامهء نود و دوم 22 / ربيع الاول / 1330

1 - بهانه‌هاى آنها با آنچه ما گفتيم منافات ندارد ؛ 2 - آنچه از شهرستانى نقل نموده‌ايم ، در حديث مسند آمده است .

[ 1 - بهانه‌هاى آنها با آنچه ما گفتيم منافات ندارد ؛ ]

1 - خداوند شما را به سلامت دارد ، قبول فرموديد كه آنها در سريهء اسامه به سرعت و تعجيل در حركت مأمور بودند . و نيز قبول فرموديد كه آنها به سپهدارى اسامه طعنه زدند و عيب گرفتند ، با اين‌كه نصوصى قولا و عملا دربارهء رياست او از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مشاهده كردند . و باز قبول فرموديد كه آنها از ابو بكر خواستند كه اسامه را عزل كند ، پس از آن‌كه خشم پيامبر را در مورد عيب‌جويى از سپهدارى وى ديده بودند ؛ اين طعنه آن قدر آن حضرت را ناراحت كرده بود كه با همان بدن بيمار و تب‌دار ، همچنان‌كه بدنش پيچيده بود و سرش بسته بود ، به ميان آنان آمد و با صداى بلند در خطبه‌اى كه بر منبر خواند ، اين عيب و بدى آنها را بر ملا ساخت ، و گفتيد كه اين واقعه از وقايع مسلّم تاريخى است . و در آن سخنرانى اعلام فرمود كه اسامه اهليّت و لياقت امارت و سپهدارى لشكر را دارد . همچنين ، قبول فرموديد كه آنها از خليفه خواستند تا فرمان حركت سپاه براى نبرد را كه از پيامبر صادر شده بود ، لغو كند و پرچمى كه به دست رسول خدا بسته شده بود ، باز نمايد ، با اين‌كه ديده بودند ؛ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در اجراى اين فرمان سخت اهتمام داشت و فرمان‌هايى متوالى و پىدرپى براى تعجيل در حركت سپاه صادر مىكرد .
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 443 | السيد عبد الحسين شرف الدين