دنيوى و اخروى ، به طريق اولى ، سر باز خواهند زد .
به علاوه ، آنچه در اين باره فرمودهايد كه « روح كهنسالان تسليم فرمان جوانان نمىشود » ، بهطور كلى پذيرفتنى نيست ؛ زيرا روح پيرمردان مؤمن كه در ايمان كامل هستند ، در راه اطاعت از خدا و پيامبرش ، از تسليم در برابر افراد جوان تنفر ندارند ؛ نه تنها در برابر افراد كمسنوسال ، بلكه در طريق اطاعت فرمان حضرت حق ، از هرچه باشد اطاعت مىكنند و تسليماند ، چنانكه قرآن كريم مىفرمايد :
« فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً ؛
به پروردگارت سوگند ! ايمان نمىآورند تا آنگاه كه تو را در اختلافات ميان خود ، حاكم قرار دهند سپس از آنچه قضاوت مىكنى ( حتى ) در روح خويش احساس هيچ ناراحتى نكنند و تسليم محض باشند . » « 1 »
و در مورد ديگر مىفرمايد :
« وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا ؛
آنچه پيامبر به شما داد ، بگيريد و از آنچه نهى كرد ، خويش را باز داريد . » « 2 »
[ 2 - آنچه از شهرستانى نقل نمودهايم ، در حديث مسند آمده است . ]
2 - اما اينكه فرموديد سخنى كه شهرستانى دربارهء متخلفان لشكر اسامه ، بدون ذكر سند نقل كرده ؛ در حديث مسندى نيز آمده است :
« ابو بكر احمد بن عبد العزيز جوهرى در كتاب السقيفه آن را آورده كه عين آن حديث را با ذكر سند در اينجا برايتان مىآوريم . وى مىنويسد : « حميد بن اسحاق بن صالح از احمد بن سيار ، سعد بن كثير انصارى ، از رجال خويش ، از عبد اللّه بن عبد الرحمن چنين نقل كرده است : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در همان بيمارى كه از دنيا رحلت فرمود ، اسامة بن زيد را بر سپاهى كه همهء مهاجران و انصار در آن بودند امير ساخت ، در اين سپاه ابو بكر ، عمر ، ابو عبيده جراح ، عبد الرحمن بن عوف ، طلحه و زبير ، همه بودند . سپس آن حضرت به اسامه فرمان داد تا به موته ، همانجا كه پدرش كشته شده بود ، حمله برد و در وادى فلسطين به نبرد پردازد ، ولى اسامه در حركت سستى كرد و سپاهش نيز سستى نمودند .
پيامبر در اين حالت ، گاهى بيماريش شدت مىگرفت و گاهى سبكتر مىشد اما در
هامش
( 1 ) - نساء ، آيهء 65 .
( 2 ) - حشر ، آيهء 7 .