بسيار ايشان را به بزرگى ياد مىكردند ، و علم طلبان دنياپرست نيز آنها را ترويج مىكردند .
افرادى از تظاهركنندگان به زهد و عبادت ، و همچنين ، زعما و شيوخ عشاير نيز ، نسبت به آنها چنين رفتار مىكردند . لذا هرگاه مىشنيدند كه اين علما مطلبى در ردّ آن احاديث صحيح گفتهاند ، قولشان را حجت مىدانستند ، در ميان مردم عوام و اوباش ترويج كرده و در تمام شهرها اشاعه مىدادند . و اين سخن را يكى از اصول مورد اتّباع ، در هر عصر ، به شمار مىآوردند .
در آن ايام ، گروهى ديگر از حاملان حديث نيز بودند كه ترس ، آنان را از نقل احاديث فضايل على و اهل بيت عليهم السّلام بازداشته بود .
هرگاه از اين بيچارگان ، سئوالى پيرامون آنچه تملقگويان در ردّ احاديث صحيح دربارهء فضايل على عليه السّلام و اهل بيت عليهم السّلام مىگفتند ، پرسيده مىشد ، از ترس ، به حقيقت سخن نمىگفتند ؛ از ترس اينكه مبادا گفتن سخنى مخالف با عقايد تودهء مردم ، فتنهاى كور و كر را به وجود آورد ، در جواب ، به سخنان كنايهاى و توريه پناه مىبردند .
از ترس اينكه مبادا تملقگويان و مروجانشان به آنها حمله كنند ، فضايل را تصديق نمىكردند .
از ترس حملهء آن مردم عوام و اوباش كه بىتحقيق ، به دادوبيداد مىپرداختند ، با آن تملقگويان هماهنگى مىكردند .
زمامداران و سرپرستان مردم را به لعن امير مؤمنان عليه السّلام امر مىكردند و به آنها در اين باره سخت مىگرفتند . آنها را با پول يا سپاه ، ترغيب يا تهديد مىكردند و بر عيبجويى و بدگويى از آن حضرت ، وادار مىساختند .
على عليه السّلام را چنان به مردم معرفى مىكردند كه روحها از وى مشمئز مىشد . از حالات و اوصافش ، مطالبى نقل مىكردند كه گوشها از شنيدن آنها سخت ناراحت مىگرديد . و لعن او را بر منابر مسلمانان ، از سنت روزهاى عيد و جمعه قرار دادند .
اگر نبود كه قرار است نور خدا خاموش نشود ، و فضايل اوليايش مخفى نماند ، اين احاديث صحيح و صريح در مورد خلافت از طريق شيعه و سنى ، به ما نمىرسيد و نصوص فضايل او ، به صورت متواتر نقل نمىشد .
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 347
مساهمون: السيد عبد الحسين شرف الدين
ص٣٤٧