اما از طرفى ديگر ، در ميان حاملان احاديث و حافظان آثار ، افرادى بودند كه تنها زمامداران جبار و كارگزارانشان را مىپرستيدند ، نه خداى بزرگ را ، و براى جلب رضايت آنها ، هرگونه غلطكارى ، تحريف ، تصحيح و تضعيفى را انجام مىدادند . همانند كسانى كه امروز ، در زمان خود مىبينيم ؛ همين شيوخ تملّقگو ، علماى جيرهخوار و قضات سوء . همينها كه براى خوشنودى زمامداران ، از هم سبقت مىجويند ، سياستشان را ، چه عادلانه باشد و چه ظالمانه ، تأييد مىكنند و احكام و فرمانهايشان را تصحيح مىكنند ، چه صحيح باشد و چه فاسد .
اگر زمامدار فتوايى از آنان بخواهد - كه دستورش را تأييد كند و يا دشمنش را درهم بكوبد - به خواستهء او مبادرت مىورزند و مطابق سياست او فتوا مىدهند . - گرچه مخالف نصوص كتاب و سنت ، و يا نقض اجماع امت باشد - اين همه ، به خاطر حرصى است كه بر منصب و مقام دارند ؛ يا مىترسند كه از مقام خود بر كنار شوند ، و يا مىخواهند به منصبى دست يابند .
فاصلهء ميان آنان [ كه پاكند و زير بار زمامداران نمىروند ] و اينها [ كه خواستهء زمامداران را صحه مىگذارند ] بسيار است .
از نظر حكومتها و زمامداران ، آنها ارزش ندارند ، اما اينها باارزشاند و محترم ؛ زيرا زمامداران به اينها سخت نيازمند بودند ؛ چرا كه به وسيلهء فتواى آنها ، با خدا و رسولش مىجنگيدند و لذا در پيشگاه زمامداران و حاكمان ، داراى مقام و منزلتى بزرگ و شفاعتى مقبول بودند و بدين سبب صاحب دولت و صولت شدند .
اينان ، در برابر احاديث صحيحى كه فضايل على عليه السّلام يا اهل بيت عليهم السّلام را دربرداشت ، سخت تعصب نشان مىدادند و با شدت هرچه تمامتر ، آن را رد مىكردند . با هر وسيلهء ممكن ، آن را از اعتبار ساقط مىكردند ، راويان آنها را به رافضى بودن نسبت مىدادند ، و رافضى بدترين چيز نزد آنها بود .
آرى ، اينگونه بود روش آنها در مورد احاديثى كه دربارهء على عليه السّلام نقل شده بود ، خصوصا رواياتى كه شيعه به آنها استدلال مىكرد .
در همهجا ، برخى از زمامداران خاص بودند كه اين خوشامدگويان دستگاه با تملق
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 346
مساهمون: السيد عبد الحسين شرف الدين
ص٣٤٦