تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
تكذيب مىكردند به خود نزديك كرده و آنها كه تصديق مىنمودند از خويش دور و تبعيد كرده و يا مىكشتند . تو خوب مىدانى كه نصوص امامت و پيمان‌هاى خلافت ، از مطالبى بود كه ستمگران از آنها وحشت داشتند ؛ چون كاخ ستم را ويران مىكرد و اساس ملك و حكومتشان را از بيخ‌وبن برمىكند . بنابراين سلامت اين احاديث از دست اين زمامداران و از دست طرفداران پستشان - كه مىخواستند با انجام تمايلات اربابان ، خود را به آنان نزديك كنند - و رسيدن آنها به دست ما با اسناد متعدد و از طرق مختلف ، خود آيتى از آيات راستى و حقيقت و معجزه‌اى از معجزات حق است . خوب مىدانيم ؛ مستبدان و غاصبان مقام و منزلت اهل بيت ، كسى را كه به دوستى اهل بيت متهم بود ، به بدترين عذاب ، شكنجه مىكردند ، ريش و محاسنش تراشيده ، در بازارها طواف مىدادند ، سپس وى را پست و خوار ساخته ، از نظر مردم مىانداختند ، از تمام حقوق محروم مىگردانيدند ، تا آنجا كه از عدالت زمامداران « 1 » و از معاشرت با رعيت مأيوس مىشد . هرگاه كسى على عليه السّلام را به نيكى ياد مىكرد ، از او بيزارى جسته مىشد ، هرگونه نقمت و بدبختى بر سرش حمله‌ور مىگرديد ، اموالش مصادره و گردنش زده مىشد . چه زبان‌هايى كه به‌خاطر گفتن فضايل او ، بريده شد ! چه چشم‌هايى كه بر اثر نگاه‌هاى احترام‌آميز به او ، از حدقه بيرون آورده شد ! چه تعداد دست‌هايى كه در اثر اشاره به منقبت آنها قطع گرديد ! چه پاهايى كه در اثر رفتن دوستانه به سوى آنها جدا شد ! چقدر از خانه‌هاى اولياى آنها كه به آتش كشيده شد ! و چقدر از نخلستان‌هاى آنها كه قطع گرديد و سپس آنها را بر چوب همان نخل‌ها به دار كشيدند ، و يا از خانه و آشيانه ، فرارى دادند و هركدام در جايى پراكنده شدند .
هامش
( 1 ) - به صفحهء 15 ، جلد 3 شرح نهج البلاغه از ابن ابى الحديد ، مراجعه كنيد . بعضى از محنت‌هايى را كه بر اهل بيت عليهم السّلام و شيعيان آنها در آن ايام وارد شده است را خواهى يافت . امام باقر عليه السّلام ، در آنجا سخنى در اين باره دارد كه براى اهل تحقيق مفيد است .
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 345 | السيد عبد الحسين شرف الدين