اما اين سخن كه : اگر اولويت على به امامت مربوط به آينده نباشد ، لازمهاش اين است كه وى با وجود پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ، امام باشد ، اين سخن ، اشتباهى عجيب و ايجاد طريق گمراهى است . همچنين ، خود را به غفلتزدن و يا غافل ماندن از عهد ، پيمان و وصاياى پيامبران ، خلفا ، سلاطين و امرا ، نسبت به جانشينان بعد از خود است . و تجاهل به معنايى است كه از حديث منزلت فهميده مىشود ؛ زيرا در آنجا آمده است : « أنت منّى بمنزلة هارون من موسى إلّا أنّه لا نبىّ بعدى . »
و نيز خود را به فراموشى زدن ، نسبت به حديث يوم الدار ، در روز انذار است كه فرمود : « فاسمعوا له و أطيعوا ؛ از او بشنويد و اطاعت كنيد » و امثال اين حديث از احاديث متضافرى كه رسيده است .
به علاوه ، اگر پذيرفته شود كه اولويت على عليه السّلام به امامت ، در آن موقع ، با وجود پيامبر تحقق ندارد ، اما به ناچار بايد بدون فاصله پس از وفات آن حضرت تحقق يابد ؛ زيرا عمل به اين قاعده - كه از نظر همه مسلم است - « در صورت تعذر حمل لفظ بر معنى حقيقى ، بايد آن را به اقرب المجازات ( نزديكترين مجاز ) حمل نمود » ( دقت كنيد ) چنين اقتضايى دارد .
و اما كرامت و احترام سلف صالح ، بدون اين تأويل نيز ، محفوظ است ، چنانكه هر گاه مقتضى پيش آيد ، آن را روشن خواهيم ساخت .
و السّلام
ش
المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 332
مساهمون: السيد عبد الحسين شرف الدين
ص٣٣٢