هنگامى كه بر من وارد شويد ، در مورد ثقلين از شما پرسش خواهم نمود ؛ پس از من با آنها چگونه رفتار كردهايد ؟ ثقل اكبر كتاب خداست كه يك طرف آن به دست خدا و طرف ديگرش در اختيار شماست ، به آن متمسك شويد كه نه گمراه مىشويد و نه تغيير و دگرگونى مىپذيريد ، و عترتم اهل بيتم ، خداوند لطيف خبير مرا آگاه ساخته است كه اين دو از هم جدا نخواهند شد تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند . » « 1 »
و حاكم در مناقب على در كتاب مستدرك خود « 2 » از زيد بن ارقم از دو طريق صحيح مطابق با شرط بخارى و مسلم نقل كرده است : هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از حجة الوداع بازگشت و در غدير خم فرود آمد ، فرمان داد تا زير درختان آنجا را جاروب كردند ، آنگاه فرمود : « من دعوت [ از جانب حق ] شدهام و اجابت نمودهام . من دو چيز پرارزش در بين شما مىگذارم - يكى از اين دو بزرگتر از ديگرى است - كتاب خدا و عترتم - ، ببينيد ، پس از من چگونه با آنها رفتار مىكنيد ؟ اين دو از هم جدا نخواهند شد تا در كنار حوض بر من وارد شوند . »
سپس فرمود : « خداوند عز و جل مولاى من است و من مولاى هر مؤمنى هستم » ، آنگاه دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود : « من كنت مولاه فهذا وليّه ؛ هركس من مولاى او هستم اين ولىّ اوست . بار خدايا ، دوست بدار كسى كه او را دوست مىدارد ، و دشمن دار كسى كه با وى دشمنى مىكند . »
وى حديث را با همهء طولانى بودنش ذكر كرده ، ولى ذهبى در تلخيص مستدرك دنبالهء آن را نياورده است .
حاكم بار ديگر آن را در باب ذكر زيد بن ارقم « 3 » در مستدرك ذكر نموده و به صحت آن تصريح كرده است .
ذهبى هم - با آن سرسختيش - در همان كتاب تلخيص ، به اين حقيقت تصريح نموده
هامش
( 1 ) - ابن عين لفظ حديثى است كه طبرانى ، ابن جرير ، حكيم و ترمذى از زيد بن ارقم نقل كردهاند . ابن حجر و ديگران از طبرانى با همين لفظى كه ملاحظه فرموديد ، نقل نمودهاند و آنرا بهطور مسلّم صحيح دانستهاند . به صفحهء 25 صواعق مراجعه كنيد .
( 2 ) - جزء سوم ، صفحهء 109 .
( 3 ) - جزء سوم ، صفحهء 533 .