تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
شريك ، « 1 » از اعمش ، « 2 » از منهال ، « 3 » از عباد بن عبد اللّه اسدى ، « 4 » به صورت مرفوع ، از على عليه السّلام نقل نموده است . هركدام از افراد سلسلهء اين سند از نظر مخالف حجت است ، و همه بدون گفت‌وگو از رجال كتب صحاح مىباشند . و قيسرانى آنان را در كتاب خود الجمع بين رجال الصحيحين آورده است . بنابراين راهى جز تأييد به صحت حديث وجود ندارد . علاوه بر آن ، اين حديث طرق ديگرى نيز دارد كه يكديگر را تأييد مىكنند .

[ 2 - چرا از آن اعراض كرده‌اند ؟ ؛ ]

2 - اما اين‌كه مسلم و بخارى و امثال اينها حديث را نقل نكرده‌اند ، به اين دليل است كه آن را با عقيدهء خود دربارهء خلافت مخالف يافته‌اند . اين مطلب ، اعراض آنها از بسيارى از نصوص را موجب شده است ، ترسيده‌اند كه اگر آنها را نقل كنند ، اسلحه‌اى براى شيعه باشد . لذا آگاهانه آنها را كتمان كرده‌اند . بسيارى از بزرگان اهل تسنن - كه خدا از آنها درگذرد - همين طريق را پيموده‌اند ؛ و تمام احاديثى را كه از اين قبيل بوده ، كتمان كرده‌اند . آنها ، در كتمان حديث ، مذهب معروفى دارند كه حافظ ابن حجر در كتاب فتح البارى ، از آنها نقل نموده است و بخارى ، براى اين معنى ، بابى را در اواخر كتاب علم از جزء اول صحيح گشوده و گفته است : « 5 » « باب من خصّ بالعلم قوما دون قوم . »

[ 3 - كسى كه آنها را بشناسد اعراض آنان را بعيد نمىداند . ]

3 - كسى كه از روش بخارى در برابر امير مؤمنان عليه السّلام و ساير اهل بيت عليهم السّلام آگاه شود ، و
هامش
- حديث شنيده است . طبق صحيح بخارى محمّد بن حاتم بن بزيع و طبق صحيح مسلم هارون بن عبد اللّه ، ناقد ، ابن ابى شيبه و زهير از او روايت نموده‌اند . ( 1 ) - مسلم در صحيح خود به او احتجاج كرده ، چنان‌كه در نامهء 16 به هنگام ذكر نام وى يادآور شديم . ( 2 ) - بخارى و مسلم در صحيح خود به او احتجاج نموده‌اند ، چنان‌كه در نامهء 16 گذشت . ( 3 ) - بخارى به او احتجاج نموده ، چنان‌كه در نامهء 16 گذشت . ( 4 ) - وى عباد بن عبد اللّه بن زبير بن عوام قرشى اسدى است ، بخارى و مسلم در صحيح خود به او استدلال و احتجاج نموده‌اند ، وى از اسماء و عايشه دختران ابو بكر حديث شنيده است . طبق آنچه در صحيح بخارى و صحيح مسلم است ، ابن ابى مليكه ، محمّد بن جعفر بن زبير و هشام بن عروة از او حديث نقل كرده‌اند . ( 5 ) - صفحهء 25 .