تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
ابو الفدا ، در جزء اول تاريخش ، « 1 » آنجا كه سخن از نخستين مسلمان به ميان مىآورد ، و امام ابو جعفر اسكافى معتزلى در كتابش ، نقض العثمانيه ، با تصريح به صحت روايت « 2 » ، و حلبى در سيرهء خود ، باب مخفى بودن ( جلسات ) پيامبر و اصحابش در خانهء ارقم آن را نقل كرده‌اند . « 3 » اين حديث را به همين معنى ، و تقريبا شبيه از نظر الفاظ ، عده‌اى از بزرگان و دانشمندان حديث ذكر نموده‌اند ، همچون طحاوى ، ضياء مقدسى ، در المختاره ، و سعيد بن منصور در السنن . كافى است كه به آنچه احمد بن حنبل از حديث على در صفحهء 111 و 159 ، جزء اول مسند ، آورده است مراجعه فرمايى . وى در اول صفحهء 331 جزء اول مسندش باز حديث پرارزشى را از ابن عباس نقل نموده كه متضمن اين نص است . در اين حديث ابن عباس ده امتياز براى على عليه السّلام بر ديگران مىشمارد .
هامش
( 1 ) - صفحهء 116 . ( 2 ) - چنان‌كه در صفحهء 263 ، جلد سوم شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد معتزلى ، چاپ ( قديم ) مصر آمده است . اما كتاب نقض العثمانيه از كتاب‌هاى بىنظير است كه بر هر بحث‌كننده‌اى كه در جست‌وجوى حق است ، لازم است به آن مراجعه كند . اين مطلب در صفحهء 257 تا 281 ، جلد سوم شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، آخر خطبهء « قاصعه » نيز موجود است . ( 3 ) - به صفحهء چهارم از اين باب يا صفحهء 381 ، جزء اول ، سيرهء حلبى مراجعه فرما ! و اعتنايى به گزاف‌گويى و زورگويىهاى ابن تيميه كه تعصب مشهورش به او وحى كرده ، منما ، كه عادلانه نيست . اين حديث را نويسندهء اجتماعى مصرى ، محمّد حسنين هيكل ، در ستون دوم جريدهء « السياسة » ، صفحهء پنجم ، ملحق به شمارهء 2751 ، كه در 12 ذى القعدهء سال 1350 هجرى قمرى منتشر شد ، آورده است ، به آنجا رجوع كن ، به‌طور مفصل آمده است . و هرگاه به ستون چهارم ، صفحهء 6 از ملحقات شمارهء 2785 اين مجله ( السياسة ) مراجعه كنى ، خواهى يافت كه وى اين حديث را از مسلم در صحيح ، احمد در مسند ، عبد اللّه بن احمد در زيادات مسند ، ابن حجر هيثمى در جمع الفوائد ، ابن قتيبه در عيون الاخبار ، احمد بن عبدربه در عقد الفريد ، عمرو بن بحر جاحظ در رساله‌اش از بنى هاشم و امام ابو اسحاق ثعلبى در تفسيرش ، نقل نموده است . من مىگويم : اين حديث را جرج انگليسى در كتابش كه نام ترجمهء عربى آن مقالة فى الاسلام است ، آورده است و اين مقاله را همان ملحد پروتستانى كه خود را هاشم عربى ناميده ، به عربى ترجمه كرده است . اين حديث را در صفحهء 79 ترجمهء آن ، چاپ ششم ، مىتوان يافت . به خاطر شهرت اين حديث ، عده‌اى از فرنگىها آن را در كتاب‌هاى فرانسوى ، انگليسى و آلمانى آورده‌اند . توماس كارليل نيز مختصر آن را در كتاب الابطال آورده است .