تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراجعات رهبرى امام على ( ع ) در قرآن و سنت ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
فراگرفتم . « 1 » ابو اسحاق سبيعى ، منهال بن عمرو ، عبد اللّه بن بريده و ديگران از او روايت نقل كرده‌اند . وى افزوده است : علائى ، در اخبار « زياد » ، مىنويسد : مغيرة به امر معاويه ، صعصعه را از كوفه به الجزيرة ( از شهرهاى عراق ) يا به بحرين تبعيد كرد ، و نيز گفته شده به جزيرهء ابن كافان تبعيد كرد . وى در همان‌جا از دنيا رفت ، چنان‌كه ابو ذر نيز در ربذه بدرود حيات گفت . ذهبى نام صعصعه را آورده و گفته است : مرد معروف و موثقى است . از ابن سعد و نسايى وثاقت او را نقل كرده و در كنار نامش رمزى نوشته است كه نشانهء استدلال نسايى به روايات اوست . من مىگويم : كسانى كه به سخن او استدلال نكرده‌اند ، به خود زيان رسانده‌اند . نه اين‌كه به او ستم كرده باشند ، نه ، بلكه به خود ستم كرده‌اند ( و لكن كانوا أنفسهم يظلمون ) . * * *

« ط »

43 - طاوس بن كيسان خولانى همدانى يمانى ، ابو عبد الرحمن

مادرش از فارس است و پدرش از قبيلهء نمر بن قاسط مولى بجير بن ريسان حميرى است . اهل سنت با قاطعيت او را از اسلاف شيعه شمرده‌اند . شهرستانى ، در ملل و نحل ، و ابن قتيبه در معارف ، وى را از رجال شيعه دانسته‌اند . اصحاب صحاح سته و ديگران به احاديثش استدلال كرده‌اند . مىتوانيد احاديثى را كه او از ابن عباس ، ابن عمر ، ابو هريره ، نقل كرده است ، در صحيح مسلم و صحيح بخارى
هامش
( 1 ) - به شعبى گفته شد - آن‌طور كه در شرح‌حال رشيد هجرى از كتاب ميزان الاعتدال ذهبى آمده است - چرا نسبت به اصحاب على بدگويى مىكنى ، درحالىكه علم و دانشت از آنهاست ؟ گفت : از كدام ؟ گفته شد : از حارث از صعصعه . پاسخ داد : اما صعصعه مرد سخنورى بود ، سخن را از او آموختم و اما حارث دانشمندى حساب‌دان بود ، از او حساب فرا گرفتم .