است .
وى از ابن معين نقل مىكند : ما مطالبى از او فراگرفته و نوشتهايم ، و از كتاب او دربارهء مغازى ( جنگها ) ، كتابى كاملتر نيست .
زنيح مىگويد : از سلمه شنيدم كه مىگفت : كتاب مغازى را دو بار از ابن اسحاق شنيده و فراگرفتم ، و به اندازهء مطالب مغازى نيز از او حديث فراگرفته و نوشتهام .
* * *
35 - سلمة بن كهيل بن حصين بن كادح بن اسد حضرمى كه كنيهاش ابو يحيى است
عدهاى ، از علماى اهل سنت همچون ابن قتيبه در كتاب معارف ، صفحهء 206 و شهرستانى در ملل و نحل ، جزء 2 ، صفحهء 27 ، وى را از رجال شيعه شمردهاند .
نويسندگان صحاح سته و ديگران به احاديث او استدلال كردهاند .
از نظر بخارى و مسلم ، او از ابو جحيفه ، سويد بن غفله ، شعبى و عطاء بن ابى رياح حديث شنيده و فراگرفته است . و از نظر بخارى ، به تنهايى از جندب بن عبد اللّه و از نظر مسلم ، از كريب ، ذر بن عبد اللّه ، بكير بن اشج ، زيد بن كعب ، سعيد بن جبير ، مجاهد ، عبد الرحمن بن يزيد ، ابو سلمة بن عبد الرحمن ، معاوية بن سويد ، حبيب بن عبد اللّه و مسلم بطين حديث شنيده كرده است .
از نظر مسلم و بخارى ، ثورى و شعبه از او روايت نقل كردهاند . اما از نظر بخارى به تنهايى ، اسماعيل بن خالد و از ديد مسلم به تنهايى ، سعيد بن مسروق ، عقيل بن خالد ، عبد الملك بن ابو سليمان ، على بن صالح ، زيد بن ابى انيسه ، حمّاد بن سلمه و وليد بن حرب ، از او حديث نقل نمودهاند .
وى در روز عاشوراى سال 121 هجرى قمرى دار فانى را وداع گفته است .
* * *
36 - سليمان بن صرد خزاعى كوفى
وى در ايام خود ، بزرگمرد شيعهء عراق و صاحبنظر و طرف مشورت آنان بود و هموست كه شيعيان عراق به هنگام نوشتن نامه براى امام حسين عليه السّلام ، در منزلش اجتماع كردند . او امير و سركردهء توابين شيعه و طلبكنندگان خون امام حسين بود ؛ سركردهء