تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
قال : منّي ، قال : فما يصنع عبادك بالمعالج ؟ قال : يطيب بأنفسهم فيومئذ سمّى المعالج الطبيب .

[ الحديث 1550 فيما أوحى اللّه عزّ و جلّ إلى موسى بن عمران عليه السّلام ]

و فيه أيضا : في ذلك الباب ، عن فروة ، عن أبيجعفر عليه السّلام قال : أوحى اللّه عزّ و جلّ إلى موسى بن عمران عليه السّلام أن مر قومك يفتتحون بالملح و يختتمون به ، و إلّا فلا يلوموا إلّا أنفسهم .

[ الحديث 1551 فيما أوحى اللّه عزّ و جلّ إلى موسى بن عمران عليه السّلام ]

و فيه أيضا : في ذلك الباب ، عن حفص بن غياث ، عن أبيعبد اللّه عليه السّلام قال : بينما موسى بن عمران عليه السّلام يعظ أصحابه إذ قام رجل فشقّ قميصه ، فأوحى اللّه عزّ و جل إليه : يا موسى ! قل له لا تشقّ قميصك و لكن اشرح لي عن قلبك « الحديث » .
هامش
خداوند فرمود : از جانب من است ، موسى عرض كرد پس شفا از كيست ؟ خدا فرمود : از من است ، عرض كرد پس بندگان تو را با علاج‌كننده ( طبيب و دكتر ) چه كار است ؟ خداوند فرمود : بوسيلهء آن دل خوش ميشوند پس از همان روز علاج‌كننده ، طبيب ناميده شد . بيان : براى هر مرض داروهاى متعدد است كه هر يك در مزاج خاصى مؤثر و مفيد واقع شود و تا ذهن طبيب بداروى مناسب متوجه نگردد معالجه سودمند نشود و آن منوط بمشيت خداوند است كه طبيب را متوجه به آن دارو سازد . ( 1 ) 1550 - و نيز در همان كتاب و باب : از فروه از حضرت باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : خداى با عزت و جلال بموسى بن عمران وحى فرمود كه بقوم ( و امت ) خود امر كن كه غذا خوردن را با نمك شروع كنند و به آن ختم نمايند ( در اول و آخر غذا كمى نمك بخورند ) و اگر چنين نكنند و بمرضى مبتلا شوند پس جز خودشان را ملامت ننمايند . ( 2 ) 1551 - و نيز در همان كتاب و باب : از حفص بن غياث از حضرت صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : در بين اينكه موسى بن عمران اصحابش را موعظه ( و نصيحت ) ميفرمود مردى ايستاد و گريبان پيراهن خود را ( به جهت متأثر شدن از مواعظ آن حضرت ) دريد و پاره كرد ، پس خداى با عزت و جلال به او وحى فرمود كه اى موسى ، به آن مرد بگو كه پيراهن خود را پاره مكن ، ليكن قلب خود را ( جهت كسب معارف ) براى من بگشا « تا آخر حديث » .