و العاجلة و الاجلة [ و العاقبة ] و الحسنات و السيئات ، فما كان من حسنات فللّه و ما كان من سيّئات فللشّيطان لعنه اللّه .
[ الحديث 1501 في الإخلاص ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ، عن عليّ بن أسباط ، عن أبي الحسن الرّضا عليه السّلام أنّ أمير المؤمنين عليه السّلام كان يقول : طوبى لمن أخلص للّه العبادة و الدعآء و لم يشغل قلبه بما ترى عيناه و لم ينس ذكر اللّه بما تسمع اذناه و لم يحزن صدره بما اعطى غيره .
[ الحديث 1502 في قول الله تعالى إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ
]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ، و بهذا الاسناد قال : سألته ( أى الصادق عليه السّلام ) عن قول اللّه عزّ و جلّ
إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ
، قال : القلب السليم الّذي يلقى ربّه و ليس فيه أحد سواه ، قال : و كلّ قلب فيه شرك أو شكّ فهو ساقط ، و
هامش
آن و دنيا و آخرت و كارهاى نيك و گناهان ( هر يك در مقابل ضد خود قرار گرفتند و ) موجود هستند ، پس آنچه از حسنات و كارهاى نيك است براى خداوند و بتوفيق از جانب او باشد ، و آنچه از كارهاى بد و زشت و گناهان است پس از شيطان و فريب او خواهد بود ( و هر گاه كسى برحمت خداوند و پيروى حق و هدايت رغبت نمايد از شيطان و باطل و گمراهى دور گردد ، و در صورتى كه از شيطان و باطل و اين گونه امور پيروى كند از خدا و حق و هدايت دور شود ) .
( 1 ) 1501 - و نيز در همان كتاب و باب : از على بن اسباط از حضرت رضا ( ع ) روايت شده كه امير المؤمنين ( ع ) ميفرمود : خوشا به حال آن كسى كه عبادت و پرستش و دعاى خود را براى خدا خالص گرداند ( در عبادت و دعا جز قرب به خدا منظورى براى او نباشد ) و به آنچه چشمانش ميبيند ( از آلايش دنيا ) قلب و دلش مشغول نگردد ، و بواسطهء آنچه گوشهايش ميشنود ذكر و ياد نمودن خدا را فراموش ننمايد ، و به جهت آنچه ( از امور دنيويه ) كه به ديگران داده شده سينه و دلش تنگ و محزون و اندوهناك نشود .
( 2 ) 1502 - و نيز در همان كتاب و باب بسندى كه در حديث قبل در كافى ذكر گرديده روايت شده كه راوى گويد از حضرت صادق ( ع ) از معنى قول خداى با عزت و جلال :إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ، سؤال نمودم حضرت فرمود : قلب سالم آن دلى است كه پروردگار خود را ملاقات كند ( و از دنيا برود ) در حالى كه جز خدا كسى در آن نباشد پس فرمود : و هر قلبى كه در آن شرك يا شكى ( شرك به خدا يا شكى در اصول عقايدش ) باشد پس آن ( از رحمت خدا و از زمرهء قلوب مؤمنين ) دور افتاده است ، و همانا مطلوبيت زهد و اعراض و كنارهگيرى از لذتهاى حرام دنيا به جهت آنست كه دلهاى مردم بامور اخرويه