و ما نظنّك إلّا و قد تناهيت في سوء الحال و مرئت ، قد رددنا إليك هذا الخبز و طيّبنا لك ما أخذته منّا ، فأخذ القرصتين منهما فلمّا استقرّ بعد إنصرافهما عنه قرع بابه فاذا رسول عليّ بن الحسين عليهما السّلام فدخل فقال : إنّه يقول لك : إنّ اللّه قد أتاك بالفرج فاردد إلينا طعامنا فانّه لا يأكل غيرنا ، و باع الرّجل اللّؤلؤتين بمال عظيم قضى منه دينه و حسنت بعد ذلك حاله ، فقال بعض المخالفين : ما أشدّ هذا التّفاوت بينا عليّ بن الحسين عليه السّلام لا يقدر أن يسدّ منه فاقة إذ أغناه هذا الغناء العظيم كيف يكون هذا و كيف يعجز عن سدّ الفاقة من يقدر على هذا الغناء العظيم ، فقال عليّ بن الحسين عليهما السّلام : هكذا قالت قريش للنّبيّ صلّى اللّه عليه و آله كيف يمضي إلى بيت المقدس و يشاهد ما فيه من آثار الأنبيآء من مكّة و يرجع إليها في ليلة واحدة من لا يقدر أن يبلغ من مكّة إلى المدينة إلّا في إثنى عشر يوما ؟ و ذلك حين هاجر منها ، ثمّ قال عليّ بن الحسين عليهما السّلام : جهلوا و اللّه أمر اللّه و أمر أوليائه معه ، إنّ المراتب الرّفيعة لا تنال
هامش
اين قرص نان بخوريم دندانهاى مادر آن كارگر نشد ، و مادر بارهء تو گمان نميبريم جز آنكه تو در بدى حال ( و وضع زندگانى و فقر ) بپايان رسيدهاى كه چنين غذائى بر تو گوارا شده ، اين نان را به تو باز گردانيديم و آن ماهى و نمك را كه از ما گرفتى از طيب خاطر به تو بخشيديم ، پس دو قرص نان را از ايشان گرفت و بعد از باز گشتن آنان چون بجاى خود قرار گرفت و نشست ، درب خانهاش كوبيده شد ، پس ناگاه ديد كه فرستادهء حضرت زين العابدين ( ع ) است كه داخل خانه شد و گفت حضرت ميفرمايد : همانا خداوند فرج و گشايش امر تو را عطا فرمود ، پس طعام و غذاى ما را بما باز گردان ، زيرا كسى جز ما آن را نميخورد ، و آن مرد آن دو جواهر را ببهاء بسيارى فروخت كه قرض و بدهى خود را از آن ادا كرد و حال ( و امر زندگانى ) او پس از آن نيكو گرديد ، پس بعضى از مخالفين ( از سنيان ) گفت تفاوت و فرق اين دو حال چه بسيار است بين آنكه ( حضرت زين العابدين ) على بن الحسين عليهما السلام قدرت و توانائى نداشت كه فقر و فاقه را از آن مرد بر طرف سازد او را به اين مال بسيار بينياز و ثروتمندش گردانيد ، اين چگونه باشد و كسى كه بر اين مال بسيار قدرت دارد چگونه از مقدار حاجت و بر طرف ساختن فقر و فاقه عاجز مىشود ، پس حضرت زين العابدين ( ع ) فرمود : قريش ( هم ) نسبت به پيغمبر ( ص ) اين چنين گفتند :
كسى كه قدرت ندارد كه از مكه بمدينه برسد مگر در دوازده روز ، و اين هنگامى بود كه حضرت از مكه بمدينه هجرت فرمود ، چگونه در يك شب از مكه به بيت المقدس ميرود و آنچه را كه در آن از آثار و نشانههاى پيمبرانست مشاهده مىكند و ميبيند ، سپس ( حضرت زين العابدين ) على بن الحسين عليهما السّلام فرمود : به خدا سوگند ( مخالفين ) امر خداوند