[ الحديث 1106 فضل اليقين ]
و فيه أيضا : باب « فضل اليقين » عن أبي بصير ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : ليس شيء إلّا و له حدّ ، قال : قلت جعلت فداك فما حدّ التوكّل ؟ قال :
اليقين ، قلت : فما حدّ اليقين ؟ قال : أن لا تخاف مع اللّه شيئا
.
[ الحديث 1107 التواضع ]
و فيه أيضا : باب « التواضع » عن معاوية بن عمّار ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : سمعته يقول : إنّ في السمآء ملكين موكّلين بالعباد ، و من تواضع للّه رفعاه و من تكبّر وضعاه .
[ الحديث 1108 في التواضع لله ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ، عن عبد الرّحمن بن الحجّاج ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : أفطر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله عشيّة خميس في مسجد قبا فقال : هل من شراب ؟
فأتاه اوس بن خولي الأنصاري بعسّ مخيض بعسل فلمّا وضعه على فيه نحّاه ثمّ قال :
شرابان يكتفى بأحدهما من صاحبه لا اشربه و لا احرّمه و لكن أتواضع للّه فانّ من تواضع
هامش
( 1 ) 1106 - و نيز در همان كتاب : باب « فضيلت يقين » از ابى بصير از حضرت صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : هيچ چيز نيست مگر آنكه براى آن مميز و حدى است ، عرض كردم فدايت شوم پس مميز و توكل چيست ؟ فرمود : يقين است ( يقين مرتبهاى از اعتقاد است كه هيچ گونه شكى بر او وارد نشود و آن اعتقاد زائل نگردد ، و چون انسان داراى اين مرتبهء از يقين شود البته توكل و اعتماد به غير خداوند نميكند ) گفتم مميز يقين چيست ؟
فرمود : اينست كه با ترس از خدا از هيچ چيز ديگر نترسى ( يعنى با اعتماد بمقدرات الهيه و اعتقاد باينكه جز آنچه كه خداوند تقدير فرموده واقع نخواهد شد از چيزى بيمناك نباشى ) .
( 2 ) 1107 - و نيز در همان كتاب : باب « تواضع » از معاوية بن عمار روايت شده كه گفت از حضرت صادق ( ع ) شنيدم ميفرمود : همانا در آسمان دو فرشته است كه بر بندگان ( به جهت مراقبت اعمال ) گماشته شدهاند پس كسى كه براى خدا تواضع و فروتنى كند او را ( در نظر مردم ) داراى رفعت و مرتبهء بلند گردانند ، و كسى كه تكبر و بزرگى نمايد او را ( در نظر مردم ) پست و كوچك نمايند .
( 3 ) 1108 - و نيز در همان كتاب و باب : از عبد الرحمن بن حجاج از حضرت صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : رسول خدا ( ص ) افطار نمود ( و روزهء خود را گشود ) در شام پنجشنبه در مسجد قبا و فرمود : آيا شربت و آشاميدنى پيدا مىشود ؟ اوس بن خولى انصارى قدحى از دوغى كه با عسل آميخته شده بود براى آن حضرت آورد و هنگامى كه آن قدح بر دهان مباركش گذارد ( كه ميل فرمايد ) آن را دور نمود و ميل نكرد سپس فرمود : دو آشاميدنى است كه بيكى از آن دو از ديگرى كفايت مىشود ، من