تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١

[ الحديث 768 استحباب اختيار الدّعاء على غيره من العبادات المستحبّة ]

و فيه أيضا : باب « استحباب اختيار الدّعاء على غيره من العبادات
هامش
اى نموده ضد حق در فعل و درس * در ميان لشكر اوئى بترس جزو جزوت لشكر حق در وفاق * مر تو را اكنون مطيعند از نفاق گر بگويد چشم را كورا فشار * درد چشم از تو بر آرد صد دمار ور بدندان گويد او بنما و بال * بس به بينى تو ز دندان گوش‌مال باز كن طب را بخوان باب العلل * تا به بينى لشكر حق را عمل چون كه جان جان هر جزوت وى است * دشمنى با جان جان آسان كى است اى خدا اى فضل تو حاجت روا * بىتو ياد هيچ كس نبود روا ما ز خود سوى تو گردانيم سر * چون توئى از ما بما نزديكتر با چنين نزديكى دوريم دور * در چنين تاريكئى بفرست نور باز خر ما را از اين نفس پليد * كاردش تا استخوان ما رسيد از چه ما بيچارگان اين بند سخت * كه گشايد جز تو اى سلطان بخت اى بسا مخلص كه نالد در دعا * تا شود دود خلوصش بر سما تا شود بالاى اين سقف برين * بوى محمر از انين المذنبين پس ملائك با خدا نالند زار * كاى مجيب هر دعاى مستجار بندهء مؤمن تضرع مىكند * او نمىداند بجز تو مستند صله‌ها بيگانه‌ها را ميدهى * از تو دارد آرزو هر مشترى حق بفرمايد كه نز خوارى اوست * عين تأخير دعا يارى اوست نالهء مؤمن همى داريم دوست * گو تضرع كن كه اين اعزاز اوست حاجت آوردش ز غفلت سوى من * آن كشيدش مو كشان در كوى من گر بر آرم حاجت او را رود * هم در آن بازيچه مستغرق شود گر چه مينالد بجان او سوگوار * دل شكسته سينه خسته گو بزار خوش همى آيد مرا آواز او * و ان خدايا گفتن و آن راز او وانكه اندر لابه و در ماجرا * مىفريباند بهر نوعى مرا طوطيان و بلبلان را از پسند * از خوش آوازى قفس در ميكنند زاغ را و جغد را اندر قفس * كى كند اين خود نيامد در قصص بيمرادى مؤمنان از نيك و بد * تو يقين ميدان كه بهر اين بود( 1 ) 768 - و نيز در همان كتاب : باب « استحباب اختيار كردن دعا بر غير آن از عبادات