تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
المزابل خير كثير مع عافية الدنيا و الآخرة .

[ الحديث 717 أنّ اللّه إنّما يعطي الدّين من يحبّه ]

و فيه أيضا : باب « أنّ اللّه إنّما يعطي الدّين من يحبّه » عن مالك بن أعين الجهني ، قال : سمعت أبا جعفر عليه السّلام يقول : يا مالك ! إنّ اللّه يعطي الدّنيا من يحبّ و يبغض و لا يعطي دينه إلّا من يحبّ .
هامش
خوردن نان خشك با نمك زبر ، و خسبيدن بر مزبله‌ها خير بسيارى دارد در حالى كه ( آدمى ) با عافيت ( و سلامت ) دنيا و آخرت قرين و همراه باشد . بيان : حواريون ، مخصوصين انبيا بودند كه در ايمان و عقيده بايشان داراى نيتى خالص بودند و ايشان را يارى ميكردند ، بعضى گفته‌اند : حواريون از لغت حور بمعنى بياض خالص است ، و اطلاق حواريون بر شاگردان انبيا به اين جهت بوده كه نفوس مردم را از اوساخ ذميمه ( يعنى چركهاى گناهان ) پاك مينمودند و مردم را از تاريكيهاى دنيا بعوالم نورانى حق مىكشانيدند . و عيسى عليه السّلام را روح اللَّه ميگفتند از اين رو كه او روح لطيفى بوده منزه از چركها و پليديها كه مادهء خلقت وجود مقدس او را جبرئيل عليه السّلام در مريم بامر خدا القا كرد ، و يا آنكه وجه ناميدنش بروح اللَّه اينست كه چون مردگان را بامر خدا زنده ميكرد و صورتا سبب زنده شدن اموات بود از اين جهت او را روح ناميدند همچنان كه روح سبب حيات و زندگى آدميست . و عيسى عليه السّلام را كلمة اللَّه گفته‌اند زيرا او بامر « كن » خلق گرديده ، بدون اينكه پدرى داشته باشد و مادهء عنصرى او در رحم مادر قرار گيرد ، خداى تعالى در قرآن كريم ميفرمايد :إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُو او بود كه در گهواره با مردم سخن گفت . اما وجه اينكه شخص مجيب به حضرت عيسى عليه السّلام با اينكه با قوم خود در معاصى شركت نداشته مع ذلك عرضكرد با موئى بر جهنم مشرفم و نميدانم آسوده ميشوم يا به عذاب مبتلا ميگردم ، شايد از اين جهت باشد كه تا حدودى علاقه و محبت با ايشان داشته ، و چون به مقدار موئى دوستى ايشان در دل او بوده پس بايد با ايشان محشور گردد . ( 1 ) 717 - و نيز در همان كتاب : باب « عطاء خدا دين را به كسى كه او را دوست ميدارد » از مالك بن اعين جهنى روايت شده كه گفت از حضرت باقر عليه السّلام شنيدم ميفرمود : اى مالك ! خدا دنيا را بدوست و دشمنش ميدهد ، ولى دين خود را نميدهد مگر به كسى كه ( او را ) دوست ميدارد .