تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
جميعا ؟ أما علمت بالّذي كان من أصحاب موسى عليه السّلام و كان أبوه من أصحاب فرعون ، فلمّا لحقت خيل فرعون موسى ، تخلّف عنهم ليعظ أباه فيلحقه بموسى ، فمضى أبوه و هو يراغمه حتّى بلغا طرفا من البحر فغرقا جميعا ، فاتي موسى عليه السّلام الخبر ، فقال : هو في رحمة اللّه و لكنّ النّقمة إذا نزلت ، لم يكن لها عمّن قارب المذنب دفاع .

[ الحديث 410 مجالسة أهل المعاصي ]

و فيه أيضا : في ذلك الباب ، عن عمر بن يزيد ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام ، أنّه قال : لا تصحبوا أهل البدع و لا تجالسوهم ، فتصيروا عند النّاس كواحد منهم ، قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم : المرء على دين خليله و قرينه .
هامش
( يعنى معتقد باعتقادات باطلهء او نباشم ) حضرت فرمود : آيا نميترسى كه بر او عذابى نازل شود و ترا هم آن عذاب فرا گيرد ، آيا آگاه نشدى بر حال آن كسى كه خودش از اصحاب و ياران موسى عليه السّلام و پدرش از اصحاب فرعون بود ، پس هنگامى كه لشكر فرعون به ( لشكر ) موسى عليه السّلام رسيد از لشكر موسى عليه السّلام جدا شد براى اينكه پدر خود را موعظه كند ( يعنى پند و اندرز دهد ) و او را به ( لشكر ) موسى ملحق كند ، پدر او ( با لشكر فرعون ) ميرفت و آن پسر با او مجادله ميكرد و او را بسوى حق ميخواند تا بكنار دريا رسيدند و هر دو در دريا غرق شدند ، پس اين خبر بموسى عليه السّلام رسيد فرمود : آن پسر در رحمت پروردگار است ( يعنى رستگار و اهل بهشت است ) ولى هر گاه عذاب ( خدا ) نازل شود براى كسى كه بگناه كار نزديك است جلوگيرى از آن عذاب نيست ( يعنى عذاب او را هم فرا گيرد ) . ( 1 ) 410 - و نيز در همان كتاب و باب : از عمر بن يزيد از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود : مصاحبت و معاشرت نكنيد با كسانى كه در دين بدعت نهند ، و با ايشان مجالست و همنشينى ننمائيد كه نزد مردم مانند يكى از آنها ميباشيد ( يعنى از اهل بدعت شمرده شويد ) حضرت فرمود : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : مرد بر دين دوست و همنشين خود است ( بدعت آنست كه شخصى چيزى را كه نميداند از دينست در دين داخل كند به قصد پيروى كردن سايرين از او ، مانند قتال و جنگ كردن با اهل حق ، و يارى كردن دشمنان دين ، و شستن محل مسح ، و بجا آوردن نماز نافله را به جماعت ، و اذان دوم روز جمعه ، و حرام كردن متعه ، و وارث قرار دادن براى اشخاصى كه خويشى آنها با ميت دور است ، و محروم كردن اشخاصى كه خويشى ايشان ( بمورث ) نزديك است ، و جلوگيرى از دادن خمس باهل آن ، و افطار كردن در غير موقع افطار ) .هر كه او بنهاد ناخوش سنتى * سوى او نفرين رود هر ساعتى