تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١

[ الحديث 390 في ذكر شيء من كلام المحتضرين ]

و فيه أيضا : باب « في ذكر شيء من كلام المحتضرين » ( بيان عذاب القبر و سؤال منكر و نكير ) قال البراء بن عاذب : خرجنا مع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم على جنازة رجل من الأنصار ، فجلس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم على قبره منكّسا رأسه ، ثمّ قال : اللّهمّ إنّي أعوذ بك من عذاب القبر ثلاثا ، ثمّ قال : إنّ المؤمن إذا كان في إقبال من الآخرة ، بعث اللّه له ملائكة كأنّ وجوههم الشّمس ، معهم حنوطه و كفنه
هامش
جهت مرگ پيش از ورود آن ، خداى بزرگ فرموده :الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًايعنى خدائى است كه مقدر فرمود و قرار داد مرگ و زندگى را تا آزمايش فرمايد شما را كه كداميك از شما نيكوتر است از جهت عمل ( يعنى بيازمايد شما را كه كداميك از شما بيشتر ياد مرگ ميكنيد و بهتر و برتر براى آن آماده ميشويد بانجام دادن وظائف و مقررات دينى و ترسناك‌تر از عقوبات و خيمهء بعد از مرگ ميباشيد ) . بيان : مراتب صعود كه به جهت انسانست و تعبير از آنها بلطائف سبع مىشود هفت است : طبع ، نفس ، قلب ، روح يا عقل ، سر ، خفى ، اخفى ؛ و قلب از طرفى مربوط بروحست كه از آن طرف اخذ علوم كند و اسم آن وجهه ربط را فؤاد گويند كه از فاد بمعنى تأثر است ؛ و از طرفى مربوط بنفس حيوانى و بدنست كه آن وجهه ربط را صدر گويند چون تأثير در بدن و قواى بدنى كند و تصدر بر بدن دارد ؛ اما جهت گشايش قلب آنست كه تنگى و وسعت قلب انسانى بر حسب تنگى و وسعت معلوماتست ، هر قدر معلومات او محدود باشد قلب هم محدود خواهد بود ، و هر گاه معلومات محيط و مطلق باشد مانند معلومات متعلقه بعوالم الهيه ، سعهء قلب بيشتر مىشود . ( 1 ) 390 - و نيز در همان كتاب : در بابى « كه در ذكر قسمتى از كلام آنان كه در حال احتضارند » ( در بيان عذاب قبر و سؤال منكر و نكير ) از براء بن عاذب روايت شده كه گفت در خدمت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به تشييع جنازهء مردى از انصار بيرون رفتيم ، پس پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله كنار قبر او نشست در حالى كه سر مبارك به زير افكنده بود و سه مرتبه عرضكرد : اللهم انى أعوذ بك من عذاب القبر ( خداوندا پناه ميبرم به تو از شكنجهء قبر ) پس فرمود : همانا مؤمن هنگامى كه در رو آوردن بآخرت است ( يعنى در حال احتضار است ) خداوند براى او فرشتگانى فرستد كه گوئيا صورتهاى ايشان مانند خورشيد است و همراه ايشانست حنوط ( يعنى كافور ) و كفن او ، پس مىنشينند ( برابر او ) تا