تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
و فرمود : « مردى از پيشينيان كه هرگز كار خيرى انجام نداده بود نگاهى به آسمان كرد و گفت : براى من پروردگارى است اى پروردگار مرا بيامرز ، خداوند سبحان فرمود : تو را آمرزيدم . » « 192 » و فرمود : « هر كس گناهى مرتكب شود و بداند خداوند بر آن آگاه است حقّ تعالى او را مىآمرزد هر چند از او طلب آمرزش نكند . » « 193 » و فرمود : « خداوند مىفرمايد : اى بندگان من شما همگى گنهكاريد جز كسى كه من او را مصون داشته‌ام ، پس آمرزش بخواهيد تا شما را بيامرزم ، و كسى كه بداند من مىتوانم از گناهانش درگذرم او را مىآمرزم و باك ندارم . » « 194 » و فرمود : « كسى كه بگويد : سبحانك ظلمت نفسي و عملت سوءا فاغفر لي إنّه لا يغفر الذّنوب إلّا أنت ، گناهانش را مىآمرزم هر چند مانند قطار مورچگان باشد . » « 195 » مىگويم : از طريق خاصّه ( شيعه ) سكونى از ابى عبد اللّه ( ع ) روايت كرده كه پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « بهترين دعا استغفار است . » « 196 » و پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « براى دلها زنگارى است ، مانند زنگار مس ؛ آن را با استغفار بزداييد . » « 197 »
هامش
( 192 ) مأخذ اين حديث را نيافتم . ( 193 ) اوسط طبرانى و در سلسله راويان آن ابراهيم بن هراسه است كه متروك است ؛ مجمع الزوائد ، ج 10 ، ص 211 ؛ كافى كلينى ، ج 2 ، ص 427 از امام صادق ( ع ) . علّامه مجلسى در مرآة العقول گفته است : شايد مراد علمى است كه در نفس مؤثّر واقع شود و عمل شايسته به بار آورد و گرنه هر مسلمانى به اين امر اقرار دارد و اگر انكار كند كافر است . و كسى كه پيوسته مراقب اين امر باشد و در آن درست تفكّر كند بندرت از او گناهى صادر مىشود ، و اگر مرتكب گناه شود به دنبال آن پشيمان و ترسان مىگردد و در اين صورت توبه حقيقى كرده هر چند به زبان استغفار نكرده باشد و اگر بر اثر غلبه شهوت گناهش را تكرار كند و سپس خوف از خدا او را فرا گيرد و نفس خويش را سرزنش كند فريب خورده‌اى توبه‌كار است . ( 194 ) ابن ماجه به شماره 4257 از ابى ذرّ ؛ شرح السنّه بغوى از ابن عبّاس . ( 195 ) الدعوات بيهقى از سخنان على ( ع ) با زياده و اختلاف ، المغنى . ( 196 ) كافى ، ج 2 ، ص 504 . ( 197 ) براى اين حديث از طريق شيعه مأخذى نيافتم جز در العدّه ص 194 ، اوسط طبرانى و الصغير او با اضافه‌اى ، مجمع الزوائد ج 10 ، ص 207 .