بنده مؤمنى هست كه تا پيش از طلوع فجر از گناهانش توبه كند تا توبهاش را بپذيرم ؛ آيا هيچ بنده مؤمنى هست كه روزى را بر او تنگ كرده باشم و تا پيش از طلوع فجر فزونى روزيش را از من بخواهد تا آن را زياد كنم و بر او توسعه دهم ؛ آيا هيچ بنده مؤمن بيمارى هست كه تا پيش از دميدن صبح شفايش را از من بخواهد تا او را بهبود بخشم ؛ آيا هيچ بنده مؤمن زندانى غمگينى هست كه آزاديش را از من بخواهد تا او را از زندانش آزاد گردانيده رهايى دهم ؛ آيا هيچ بنده مؤمن ستمديدهاى هست كه پيش از سپيدهدم از من بخواهد كه حقّ او را باز ستانم تا او را يارى كرده حقّ او را بگيرم ، فرمود : پيوسته به همين گونه ندا مىكند تا فجر بدمد . » از يكى از صادقين ( ع ) روايت شده است : « بندهء مؤمن حاجتى را از خداوند مىخواهد و خداوند برآوردن حاجتش را تا روز جمعه به تأخير مىاندازد . » از امام صادق ( ع ) در بارهء سخن يعقوب به فرزندانش كه
سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي
فرموده است : « درخواست آنها را تا سحرگاه شب جمعه به تأخير انداخت . » و نيز از آن حضرت روايت شده كه پيامبر ( ص ) فرموده است : « كسى كه حاجتى دارد آن را در نماز عشاء از خدا بخواهد ، زيرا آن به هيچ يك از امّتهاى پيشين داده نشده است ، يعنى عشاى آخر . » در روايتى آمده است : « در سدس اوّل از نصف دوّم شب » ، و آنچه اين حديث را تأييد مىكند رواياتى است كه در فضيلت و ترغيب كسى است كه در شب به هنگامى كه مردم خوابيده باشند نماز بگزارد ، و در ميان غافلان ذكر خدا بگويد . شكّ نيست كه در آن هنگام خواب بر بيشتر مردم غلبه كرده است ، بر خلاف نيمهء اول شب زيرا بسا حالت روز در آن وقت ادامه داشته باشد . و در آخر شب نيز ممكن است مردم براى امور معاش يا مسافرت به پا خيزند امّا وسط شب وقت غفلت و يا فراغ قلب براى عبادت است و وقتى است كه انسان با مجاهدهء با نفس از خواب دست مىكشد و از بستر نرم دورى