و نيز فرموده است : « كسى كه حرام قرآن را حلال شمارد به آن ايمان نياورده است . » « 44 » يكى از پيشينيان گفته است : بندهاى شروع به تلاوت سورهاى از قرآن مىكند ، و تا زمانى كه از آن فارغ شود قرآن برايش طلب رحمت مىكند ، و نيز بندهاى خواندن سورهاى را آغاز مىكند و تا آنگاه كه از آن فراغت يابد قرآن به او لعنت مىفرستد . گفته شد : اين چگونه ممكن است ؟ پاسخ داد : هر گاه حلال آن را حلال و حرام آن را حرام كند قرآن برايش طلب آمرزش مىكند و گرنه بر او لعنت مىفرستد .
يكى از دانشمندان گفته است : بنده قرآن مىخواند و در همين حال خودش را لعن مىكند و توجّه ندارد كه آيهء :
أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ
را مىخواند در حالى كه خود او ستمكار است ، و آيهء : ألا لعنة اللّه على الكاذبين را مىخواند و او خود از جملهء دروغگويان است .
در تورات آمده است : اى بندهء من از من شرم نمىكنى ؟ چه اگر در راهى كه مىروى نامهاى از دوستت به تو رسد به خاطر آن از راه به كنارى مىروى و مىنشينى و آن را كلمه به كلمه با دقّت مىخوانى تا چيزى از آن ناخوانده و نفهميده نماند ، و من كتابم را به سوى تو فرستادهام بنگر كه در آن چه اندرزهايى را ذكر و تكرار كردهام تا در ابعاد آن بينديشى با اين حال تو از آن رو گردانيدهاى . اى بندهء من ! آيا من در نزد تو از يكى از دوستانت پستترم ؟ اگر يكى از اين دوستانت در نزد تو بنشيند تمامى صورت خود را متوجّه او مىكنى و با تمام حواسّ به سخنان او گوش مىدهى ، و اگر در اين اثنا كسى سخنى بگويد تا تو را از شنيدن گفتار او باز دارد به وى اشاره مىكنى كه خاموش باشد ، هان اينك من رو به تو كرده و با تو سخن مىگويم در حالى كه تو با دل خويش از من رو گردانيدهاى و مرا از يكى از دوستانت پستتر به حساب آوردهاى .
هامش
( 44 ) صحيح ترمذى ، ج 11 ، ص 4 ، المصابيح بغوى ، ج 1 ، ص 145 .