مىسازند خداوند امثال اين گونه قاريان قرآن را زياد نكند ، و دستهاى قرآن را تلاوت مىكنند و آن را داروى دردهاى دل خويش قرار مىدهند ، شبها را با آن به بيدارى مىگذرانند ، روزها را با آن تشنه بسر مىبرند ، در مساجد به خواندن آن اقدام مىكنند ، و براى آن از بستر آسايش دورى مىگزينند ، خداوند عزيز جبّار به خاطر آنها بلاها را دفع و قدرت را از دشمنان سلب و باران را از آسمان نازل مىكند . به خدا سوگند در ميان قرآنخوانان اين گونه قاريان از كبريت احمر نايابترند . » « 39 » و به سند خود از ابى عبد اللّه ( ع ) روايت كرده كه فرموده است : « برخى از مردم قرآن مىخوانند تا بگويند فلانى قارى قرآن است ، و بعضى قرآن مىخوانند تا از اين راه دنيا را به چنگ آورند ، و در اينها هيچ خيرى نيست ، و برخى ديگر قرآن مىخوانند تا در نماز و روز و شب خود از آن بهرهمند شوند . » « 40 » در اخبار آمده است : « بسا قرآنخوانى كه قرآن او را لعن مىكند . » « 41 » غزّالى مىگويد : . . . ابن مسعود گفته است : سزاوار است حامل قرآن به شبش كه او بيدار و مردم در خوابند ، و به روزش كه مردمان در امر دين كوتاهى مىكنند . و به حزن و اندوهش كه مردم در فرح و شاديند ، و به گريهاش در هنگامى كه مردم مىخندند ، و به خاموشيش در حالى كه مردم از هر درى سخن مىگويند ، و به فروتنى او در زمانى كه مردم كبر مىورزند ممتاز و شناخته شود . و بايد حامل قرآن فروتن و نرمخو باشد ؛ و بدرفتار ، مجادلهگر ، نعرهزن و داد و فرياد كن و تندخو نباشد .
پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « بيشتر منافقان اين امّت قاريان قرآنند . » « 42 » و نيز فرموده است : « قرآن بخوان مادام كه تو را ( از بدى ) باز مىدارد . و اگر باز ندارد تو آن را نمىخوانى . » « 43 »
هامش
( 39 ) كافى ، ج 2 ، ص 627 .
( 40 ) همان مأخذ ، ج 2 ، ص 609 .
( 41 ) بر مأخذ آن آگاهى نيافتم جز اين كه انس بن مالك آن را نقل كرده است .
( 42 ) مسند احمد ، ج 4 ، ص 151 و 155 ، طبرانى ، بيهقى ، الجامع الصغير ، باب الالف .
( 43 ) مسند الفردوس ديلمى از حديث ابن عمر : الجامع الصغير .