پرش به محتوای اصلی

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحه 170

پدیدآورندگان:

ص۱۷۰
واقف مىباشد در حالى كه صدقه در واقع گرفتن وام است ، چه صدقه دهنده غالبا آن را به كسى مىدهد كه به خوبى وى عقيده دارد . و نيز همگامى با مستمندان به فروتنى و تذلّل نزديكتر و از تكبّر و برتريجويى دور تر است ، زيرا گاهى انسان صدقه را به صورت هديّه مىگيرد و از آن تميز داده نمىشود ، و اين روشنگر ذلّتى است كه در اخذ صدقه و نياز بدان وجود دارد . امّا حقّ آن است كه اين امر بر حسب حالات مختلف شخص و آنچه بر طبع او غالب است و نيّتى كه كرده است مختلف مىشود ؛ از اين رو اگر او در داشتن استحقاق خود شك و شبهه‌اى دارد نبايد زكات اخذ كند و هر گاه خود را بطور قطع مستحقّ بداند چنان كه اگر وامى گرفته و آن را در راه خير صرف كرده و امكان اداى آن را ندارد استحقاق او مسلّم خواهد بود . اگر ميان صدقه و زكات مخيّر شود چنانچه در صورت امتناع او از اخذ ، صاحب مال آن را به ديگرى صدقه نخواهد داد بايد صدقه را از او بگيرد ، چه زكات واجب است و صاحبش آن را به مستحقّ مىرساند ، و اخذ آن از سوى او موجب فزونى اعمال خير و توسعهء حال مستمندان خواهد بود . اگر آن مال در معرض صدقه باشد و در گرفتن زكات فشارى بر مستمندان وارد نمىشود ، در اخذ هر كدام كه بخواهد مخيّر خواهد بود . و تفاوت چندانى ميان آن دو نيست ؛ امّا گرفتن زكات غالبا در سركوب نفس و خوار كردن آن مؤثّرتر است . مىگويم : در شقّ اخير كه گفته است گيرنده ميان اخذ زكات و صدقه مخيّر مىباشد ، اخذ صدقه سزاوارتر است . چه همان گونه كه ذكر شد به سبب مباح بودن آن براى معصومين ( ع ) از زكات پاكيزه‌تر است ، بويژه اگر گيرنده از اهل علم و بصيرت باشد بلكه اخذ صدقه نيز جز در صورت ضرورت شديد براى او سزاوار نيست ، چه رسد به زكات ؛ چنان كه از حديث منقول از امام عسكرى ( ع ) دانسته شد ، با اين حال در صورت ضرورت اخذ آن واجب است . امام صادق ( ع ) فرموده است : « ترك كنندهء زكات در حالى كه گرفتن آن بر او واجب گرديده مانند منع كنندهء زكات است كه اداى آن بر او