تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
على ( ع ) فرموده است : « قيچى كردن موى سپيد اشكالى ندارد ، كندن آن مكروه است . » « 51 » نهى از كندن موى سپيد نهى كراهيّت است نه نهى تحريم ، چه امام صادق ( ع ) مىفرمايد « 52 » : « قيچى كردن و كندن موى سياه و سفيد اشكالى ندارد ، و قيچى كردن آن نزد من از كندن آن محبوبتر است . » بايد دانست كه احاديث معصومين ( ع ) در حال واحد با هم مختلف نيست ، و اختلاف آنها بر حسب اختلاف احوال مىباشد ، زيرا الهام كنندهء اين اخبار خداوند متعال است « 53 » . مىگويم : امّا در مورد تراشيدن ريش بعضى قائل به حرمت آن شده‌اند ، و غزّالى در اين كتاب متعرّض اين مطلب نشده و از اصحاب ما كسانى كه مورد وثوق مىباشند سخنى در اين باره نگفته‌اند ، شايد حرمت آن به اين دليل است كه مخالف سنّت و قهرا بدعت است و نيز خلاف قول پيامبر اكرم ( ص ) مىباشد كه فرموده است : « ريش بگذاريد . » و نيز به دليل قول خداوند متعال است كه در حكايت از شيطان ملعون فرموده است :
وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ
« 54 » زيرا ازالهء موهاى ديگر جز ريش همه از سوى شارع اجازه داده شده است ، و نيز به دليل آنچه در كافى از حبابهء والبيّه روايت شده كه گفته است : امير مؤمنان ( ع ) را در شرطة الخميس ديدم در حالى كه تازيانه‌اى كه داراى دو رشته بود به همراه داشت ، و با آن فروشندگان مارماهى و ماهيهاى بىفلس را مىزد و به آنها خطاب مىكرد : اى فروشندگان مسوخات بنى اسرائيل و لشكر بنى مروان ؛ فرات بن احنف برخاست و عرض كرد : اى امير مؤمنان ! لشكريان بنى مروان كدامند ، فرمود : « گروهى هستند كه ريشها را تراشيدند و سبيلها را تاب دادند و در نتيجه مسخ شدند . » « 55 » اين حديثى طولانى است كه ما به مقدارى كه مورد نياز بود از آن اخذ و در اين جا ذكر كرديم .
هامش
( 51 ) - همهء اخبار مذكور در الفقيه است ، ص 31 ، به شمارهء 118 تا 125 و بعضى از آنها در كافى ، ج 6 ، ص 486 تا 488 مىباشد . ( 52 ) - همهء اخبار مذكور در الفقيه است ، ص 31 ، به شمارهء 118 تا 125 و بعضى از آنها در كافى ، ج 6 ، ص 486 تا 488 مىباشد . ( 53 ) از سخنان شيخ صدوق است ( الفقيه ، ص 31 ، به شمارهء 125 ) . ( 54 ) نساء / 119 : . . . و به آنها دستور مىدهم كه آفرينش خدايى را تغيير دهند . ( 55 ) همان مأخذ ، ج 1 ، ص 346 ؛ كمال الدّين ، صدوق ، ص 294 ، از حديث حبابهء والبيّه .