به كجا باز مىگردد ، و اينها همه به يارى عقل است . » « 24 » و به سند خود از برخى از اصحاب ما از ابى عبد الله ( ع ) حديث كرده كه فرموده است : « ميان ايمان و كفر تنها كمعقلى فاصله است « 25 » . عرض شد : اى فرزند پيامبر ! چگونه است اين ؟ فرمود : بنده خدا تمايلش متوجّه مخلوق مىشود « 26 » ، و حاجتش را پيش او مىبرد ، در صورتى كه اگر بااخلاص به خدا رو آورد ، آنچه را مىخواهد در نزديكترين وقت به او خواهد داد . » و به سند خود « 27 » از سماعة بن مهران روايت مىكند ، كه گفته است : در نزد ابى عبد الله ( ع ) بودم و گروهى از دوستانش نيز حضور داشتند ، سخن از عقل و جهل به ميان آمد ؛ آن حضرت فرمود : « عقل را با لشكرش و جهل را با لشكرش بشناسيد ، تا هدايت شويد . سماعه عرض كرد : فدايت شوم ، جز آنچه از شما آموختهايم چيزى نمىدانيم ؛ فرمود : خداوند عقل را از نور خويش آفريد ، و او نخستين مخلوق روحانى از سمت راست عرش است ؛ به آن فرمود : دور شو ، دور شد ، سپس به آن فرمود : پيش بيا ؛ پيش آمد . خداوند فرمود : تو را با عظمت آفريدم ، و بر همهء آفريدگانم گرامى داشتم ؛ سپس جهل را از درياى شور و ظلمانى آفريد ، و به آن فرمود : دور شو ، دور شد ، سپس به آن گفت :
پيش بيا ؛ پيش نيامد . به او فرمود : تكبّر ورزيدى و آن را لعن كرد . سپس خدا براى عقل هفتاد و پنج لشكر قرار داد ، چون جهل آنچه را خداوند به عقل
هامش
( 24 ) همان مأخذ ، ص 25 ، به شمارهء 23 .
( 25 ) يعنى انسان كمعقل ميان مؤمن و كافر قرار دارد ، زيرا از جهت اين كه دچار نارسايى عقل است ، و اين از جمله مبعّدات از حق تعالى است در مجموع مؤمن حقيقى كامل نيست ، و از نظر اين كه اندكى از نور عقل كه مايهء قرب خداوند است در او وجود دارد كافر حقيقى محض نمىباشد .
( 26 ) يعنى برآوردن مطلوب خود را از مخلوق مىخواهد ، و اين به سبب كمى عقل و اعتقاد غلط اوست به اين كه حاجتش جز با مراجعه به مخلوق برآورده نمىشود ، از اين رو او را بزرگ مىشمارد ، و خود را در برابر او خوار مىكند و وى را به خدايى مىگيرد ، و اگر از كمال عقل برخوردار بود مىدانست كه نيّت را براى خدا خالص كردن ، و تنها نزد او حاجت بردن زودتر او را به مطلوب مىرساند .
( 27 ) ج 1 ، ص 20 ، به شمارهء 14 .