تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣

فصل : چرا غزّالى علم كلام و فلسفه را در اقسام علوم ذكر نكرده است و اشكال مؤلّف بر او

( 1 ) غزّالى مىگويد : « اگر گفته شود چرا علم كلام و فلسفه را در اقسام علوم به حساب نياورده ، و روشن نكرده‌ام كه آنها پسنديده‌اند يا نكوهيده ، پاسخ اين است كه : بدانى حاصل ادلّه‌اى كه علم كلام مشتمل بر آنهاست و سودمند مىباشد ، قرآن و حديث نيز همانها را داراست ، و آنچه غير از آنهاست يا مجادله ناپسندى است كه بدعت است چنان كه به زودى بيان خواهد شد ، و يا فتنه‌جويى و آشوبگرى است كه مربوط است به ردّ و نقض اقوال فرق و نقل مقالاتشان كه اكثر آنها سخنان ياوه و پوچى است كه طبع ، آنها را نمىپسندد ، و گوش آنها را نمىپذيرد ، برخى از اين مقالات بحث دربارهء چيزهايى است كه به دين مربوط نيست ، و در صدر اسلام سابقه نداشته ، و پرداختن به آنها به طور كلّى بدعت است ، ليكن حكم آنها در اين زمان دگرگون شده ، زيرا بدعتهايى پديد آمده ، كه احكام قرآن و سنّت را از مقتضاى خود تغيير داده ، و گروهى سر بر آوردند كه با تأييد اين بدعتها شبهاتى را ايجاد كردند ، و سخنانى را گرد هم آورده مرتّب ساختند ، كه در نتيجه آنچه به حكم ضرورت ممنوع بود مجاز بلكه از واجبات كفايى شد ، اين سخنان همانهايى است كه بدعت‌گذار به هنگام تبليغ بدعت از طريق بيان آنها با مردم روبرو مىشود ، و آنها سخنانى محدود و شناخته شده‌اند ، و ما آنها را در بابى كه پس از اين خواهد آمد ذكر خواهيم كرد . امّا فلسفه علمى مستقلّ و جدا نيست ، بلكه آن مشتمل بر چهار جزء است . نخستين آنها هندسه و حساب است ، و چنان كه پيش از اين گفته شد اين دو علم در شرع مباح است ، و دربارهء آنها منعى نيست ، جز در مورد كسى كه در صورت دانستن اين دو علم بيم آن است كه از حدود آنها تجاوز كند ، و به دانشهاى ناپسند برسد ، زيرا بيشتر دست‌اندركاران اين دانشها از همين طريق به
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 153 | الفيض الكاشاني