از تو كلمهاى منكر و سخنى ناوارد و لفظى مكره شنوند ، تحمل آن كنند ، و اغضا « 1 » نمايند ، و بكراهيت « 2 » نشمرند .
( بيت : )
و من ذا الّذى ترضى سجاياه كلّها * كفى المرء نبلا ان تعدّ معايبه [ 9 ر ]
و از كذب دور باش ، و از دروغ گويان روايت و نقل مكن ، كه حال تو به اين « 3 » عادت بد گردد ، و بخيانت و كذب مشهور شوى ، و در هر سخن كه گوئى ترا مصدق ندارند « 4 » ، و حديث ترا اصغا و اسماع نكنند ، و بقول تو مبالات و التفات نمايند ، و در زندگانى كه بر اين نوع باشد خيرى « 5 » تصور نتوان كرد ، و بحقيقت آن را از عمر نتوان شمرد .
( 10 ) اى پسر ! خاموشى عادت كن ، و از سخن بىفايده محترز باش ، و در كلام بىفهم شروع منماى ، كه سخن نگفتن بهتر از بسيارگوئى در كارى كه بىآن بسر شود ، و در آن مصلحتى ترا داخل نباشد . و يقين شناس كه كم سخنى و خاموشى به حال تو لايقتر افتد ، و بنزديك اقران و اكفا موجب مزيد كمال و وقع تو گردد ، و در بقاى دين و نقاى عرض [ تو ] مفيدتر باشد . در « 6 » مثل است كه عىّ « 7 » خير لك من الهذر فى غير ما يعنيك « 8 » ، و معنى « 9 » اين مثل همان است كه در صدر اين سخن گفته شد ، و در زبان فارسى گويند : نيك سخنى [ 9 پ ] بايد تا از خاموشى
هامش
( 1 ) - خ : اصغا .
( 2 ) - خ : و بكراهت .
( 3 ) - خ : بر آن .
( 4 ) - ص افزوده دارد : و حديث ترا مصدق ندارند .
( 5 ) - ص : چيزى .
( 6 ) - خ : و در .
( 7 ) - خ : العى .
( 8 ) - خ : يفنيك .
( 9 ) - خ : و در معنى .