و انّ الغنى من اهل الشّرف و التكرّم ، و انّه يستعمل المشاورة ؛ كفّ عن محاربته و عن الطّمع فى « 1 » مملكته « 2 » . ترجمه : يكى از پادشاهان چون خواستى كه بمحاربت پادشاه ديگر شود ، كسى را بفرستادى تا تفحص اخبار او و اخبار رعيت او بكند پيش از محاربت ، و از سه كار بحث و تصرف فرمودى :
يكى آنكه اخبار رعيت به او چگونه آنها ميكنند : براستى [ و ] حقيقت يا بدروغ و تلبيس او را ميفريبند ، و چنان كه ميخواهند بسمع او ميرسانند « 3 » ، و ديگرى از آنكه توانگرى با كدام صنف است از حاشيه و خدم او : با اهل شرف و بزرگى يا با فرومايگان و ناكسان ، و سيوم آنكه مشاوره استعمال ميكنند در كارها [ يا اينكه كارها را به خواهش و هواى خود ميگذراند . پس اگر بگويند كه ] كارها و خبرها به او ميرسانند براستى بىتزوير و تلبيس ، و اهل شرف و كرم از حواشى و خدم توانگرانست ، و كارها بر اقتضاى مشاورهء عاقلان مىكند ؛ دست از محاربت و منازعت او بداشتى و در ملك طمع نكردى .
شعر :
و البيت « 4 » لا يبتنى الّا له عمد * و لا عماد اذا لم ترس « 5 » او تاد
فان « 6 » تجمّع اوتاد و اعمدة * و ساكن بلغوا الامر الّذى كادوا « 7 »
هامش
( 1 ) - اصل : عن .
( 2 ) - الحكمة الخالده ص 187 .
( 3 ) - اصل : مىرساند .
( 4 ) - اصل : البيت .
( 5 ) - امالى : ترس .
( 6 ) - اصل : وان .
( 7 ) - اصل : كار .