مصر آنها را روى كود ميخوابانند و از آنها جوجه ميگرند .
ميگويند كه در شهر سوراكوسيا ( سيراكوز ) مردى باده گسار بوده است كه تخمها را زير بوريا ميگذارد و روى آن مىنشست و تا بدان اندازه مىمينوشيد كه تخمها باز شوند . ديده شده است كه تخمها را زير ظرفهاى كمى گرم ميگذراند تا ميرسيدند و باز ميشدند و جوجه از آنها بيرون مىآمد .
در ترجمهء ابن بند ، ابن بطريق ( ص 245 چاپ بدوى ) چنين ميگويد : « و انما يدفا و يسخن البيض و يفرخ اذا جلس الطير اياما و ربما دفىء و فرخ البيض من ذاته اذا كان موضوعا فى ارض دفئة مثل ما يفعل اهل مصر حيث يضعون البيض فى داخل الزبل . و قد كان فى البلدة التى تسمى باليونانية سوراقوسيا رجل محب لكثرة شرب الخمر فكان يضع بيضا تحت الحصير الذى يجلس عليه فلا يزال يشرب الخمر حتى ينكسر قشر البيض و يفرخ منها الفراخ . و ربما كان البيض موضوعا فى آنية فيسخن و يخرج الفرخ من ذاته » ( ش 1141 ط در مجلس ص 137 و 138 ، فيلم 2309 عكس 5552 دانشگاه ، فهرست 1 : 317 )
اين مطلب را در جوامع طبايع الحيوان ثامسطيوس ترجمهء اسحق بن حنين ( چاپ بدوى ) و جوامع كتاب الحيوان استخراج ثابت بن قرة براى محمد بن موسى منجم ( فيلم 2443 عكس 5846 دانشگاه از نسخهء دكتر يحيى مهدوى ، فهرست 1 : 693 ) نيافتم . در مقالهء 17 كتاب الحيوان ارسطو ( ص 105 و 106 چاپ هلند ) اشارتى هم بدان هست ، ابن سينا در طبيعى شفا ( فن 8 مقاله 6 فصل 1 ، چاپ سنگى 1 : 406 ) مىنويسد « و قد يتحضن البيض من تلقاء نفسه اذا وجد مدفئا تفقا عن فرخه . و اهل مصر يحضنون فى الزبل . و كان رجل خمير لا يبرح شربه حتى يفرخ بيضا كان يجمعها تحت بساطه المستدفىء » نميدانم در الحيوان جاحظ و شرح ابن رشد و مقالة الحيوان ابن ميمون و جاهاى ديگر اين نكته هست يا نه . آن هم نميدانم كه طوسى آنچه را كه در اينجا ( ص 150 ) « جوجه كشى مصنوعى » آورده است از كجا گرفته است . استاد مينوى چيزى ننوشته و در ترجمهء انگليسى آن هم چيزى نديدهام .
5 - ارسطو در كتاب 5 نيقوماخيا و كتاب 4 اخلاق اودموس و كتاب 1 باب 31 اخلاق كبير از عدالت بحث كرده است ، در مقالت پنجم نيقوماخيا نسخهء قروبين هم آن را مىبينيم افسوس كه پايان نسخه افتاده و بريده و تباه شده است . در « المدخل الى علم الاخلاق المنسوب الى نيقولاوش » هم اين بحث هست . مشكويهء رازى در مقالهء 4 ( ص 105 - 134 ) گويا از اين منبع گرفته باشد و شايد هم از شرح ديگر . مسالهء دشوارى را كه او ميآورد در اختيارى بودن ستم مانند خود دادگرى در آن ديدهام ( ص 127 طهارة الاعراق برابر با ص 145 اخلاق ناصرى ) پس ميتوان دشواريهايى را كه در فصل 7 قسم دوم مقالت يكم اخلاق ناصرى ( ص 131 - 148 ) ديده مىشود با نگاه به آن اصول از ميان برداشت .
اين را هم بگويم كه مشكويه را رساله ايست در عدالت كه دو چاپ شده است يكى از م س .
اخلاق محتشمى ( فارسى ) — صفحة ديباچهء چاپ دوم 30
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
صديباچهء چاپ دوم ٣٠