تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
ديگر هشت ساعت فاصله ميان دو شيشه بود و مساوى حركت كردند و حال شانزده ساعت فاصله است « 1 » « لبعض العلوبين »
عتبت على الدنيا و قلت إلى متى * اكابد عسراً ضرهُ ليس ينجلى « 2 » أكل شريف من على جدوده * حرام عليه الرزق غير محلل فقال نعم يا ابن الحسين رميتكم * بسهمى عناداً حين طلقنى على

رقعه نويسى

* فائده : چون رقعه نويسى در باب حاجتى و خواهى كه روا باشد بر سر رقعه به قلم بىمداد بنويس بسم الله الرحمن الرحيم إن الله وعد الصابرين المخرج مما يكرهون ، و الرزق من حيث لايحتسبون ، جعلنا الله و إياكم من الذين لاخوف
هامش
( 1 ) - حل اشكال اين است كه در روز اول جدى شيشه ساعت اول را مبدئى بود و در غروب آن روز كه به فاصله هشت ساعت باشد شيشه ساعت دوم را هم مبدئى عليحده و هيچگاه اين فاصله هشت ساعت بين آن دو مبدأ در صورت تساوى حركت دو شيشه ساعت تغيير نيابد و هر يك آن دو شيشه ساعت را بايد هميشه در اول مبدأ خودشان كوك كرد خواه رسيدن آنها به مبدأشان اول طلوع آفتاب و غروب آن باشد و خواه نباشد زيرا كه اگر بنا شود شيشهء ساعت اول را هر روز از طلوع آفتاب كوك كرد چون در فرض مذكور شب رو به كوتاهى است و روز به درازى لذا هنوز شيشه ساعت اول به مبدأش نرسيده آفتاب طالع مىشود و بعد از چندى به مبدأش مىرسد و به همين اندازه كه شب كوتاه شد روز بلند مىشود ( يولج الليل فى النهار و يولج النهار فى الليل ) و به همان فاصله بين مبدأ شيشهء ساعت اول و طلوع آفتاب كه شيشه ساعت اول در كوك شدن جلو انداخته شد بايد به همان اندازه هم كوك شيشه ساعت دوم از غروب جلو انداخته شود و مصنف اولى را قبل از وقت كوك مىنمايد و دومى را بعد از وقت به بين تفاوت ره از كجا است تا به كجا . و ساده‌تر گوييم : هر وقت كوك آن دو شيشه ساعت با شرايط مذكوره تمام شد كه از حركت مىمانند ، بايد آنها كوك شوند و قهراً هميشه شيشهء ساعت دومى هشت ساعت بعد از اولى واقف خواهد شد ، لذا هميشه فاصلهء هشت بين آن دو برقرار است و بنا بر عمل مصنف شيشه ساعت دومى مدتى ساكن و واقف مىشود تا در وقت غروب كوكش كرد و در اين صورت تساوى حركت دو شيشه ساعت نخواهد شد و گفته او : با وجود فرض تساوى حركت هر دو معنى ندارد . ( 2 ) - نقله المصنف فى اواخر الكتاب ايضاً بادنى تفاوت و اسنده الى السيد الرضى « ره » و نقلها الشيخ فى الكشكول ص 79 طبع نجم الدولة منسوباً الى الامام زين العابدين و فيه « اكباد هما بؤسه ليس ينجلى » و هكذا بادنى اختلاف فى الابيات الاتية .