و مقتضيات را نمودن .
و مىتواند شد كه مراد از غارت كردن بر سر گور ذله اين باشد كه آنچه مقتضاى بدنست از اكل و شرب و لباس و ساير چيزها كه گويا مجمع آنها بدنست غارت كردم يعنى دست برداشتم و بر باد يغما دادم .
و مراد از پاكان مرشدان و كاملانند كه طالبان راه حقّ بتوسط ارشاد ايشان از لوث جسمانى پاك مىگردند .
و مراد از زيارت ايشان توجه بجانب ايشان و وصول به خدمت ايشان است و جنابت كنايه از اين است كه هنوز بالكلّيه ازادناس بشريه و الواث جسمانيه پاك نشده است ، يعنى با وجود اينكه فى الجمله متقضيات و مشتهيات بدنرا ترك كردم باز ببعضى از علائق بدنيه كه حيات درين عالم از آنها منفك نمىشود مبتلا بودم و حكم جنب داشتم و به اين حال قصد خدمت كاملان و واصلان كردم .
و مراد از رمضان ايّام سلوكست كه مقرّر است كه سالك به جهت حصول مقصود ترك مشتهيات نفسانيه و مآكل و مشارب لذيذه نمايد پس گويا شبيه به ماه مبارك رمضان است .
و روزه خوردن كنايه است از ارتكاب بعضى از آنچه نبايد درين اوقات مرتكب شد و تقصير در آن ايّام ، و مراد از عيد انتهاى سلوك و وقت مشاهده و وصول است .
و مراد از نماز بىطهارت مشاهده ناقصه ، و وصول ناقص بىكمال مىتواند بود .
و بنابراين معنى اين مىشود كه به جهت تقصيرى كه اين ايّام از من در ايّام سلوك سر زده در روزى كه بايد بمقام وصول برسم به آنچه
خزائن ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٣٠