فهميدم تو زندهاى و حدس زدم كه سكته كرده باشى » .
قراقوش
573 عود نوازى
در مجلسى عودى به او دادند تا بنوازد . چون عود نواختن را نمىدانست ، شروع كرد به نواختن عود و صداهاى ناهنجار بيرون آوردن . گفتند : عود را كه اينطور نمىنوازند ، اصول و قواعدى دارد . گفت : شماها عودشناس نيستيد من چرا خودم را به زحمت بيندازم و انگشتانم را بچرخانم !
مصادر :
فرّاج ، اخبار جحا ، ص 173 .