93 قصد پايين آمدن داشتم
جحا سوار الاغش بود كه بر روى زمين پرت شد و پايش در ركاب گير كرد .
بچهها او را ديدند و فرياد كردند : جحا از الاغش افتاد ! جحا گفت : آهاى بچهها ! من قبل از آنكه از الاغ بيفتم قصد پايين آمدن داشتم .
مصادر :
ابن سودون ، مضحك العبوس ، ص 44 ؛ حكمت شريف الطّرابلسى ، ذيل النّوادر ، ص 272 ؛ رمضانى ، ملّا نصر الدّين ، ص 34 .
مآخذ :
ادهم خلخالى ، كدو مطبخ قلندرى ، ص 37 : « شخصى خواست كه بر خر سوار شود تا از آزار پياده رفتن برهد . چنان بجست از اين طرف كه از پشت خر بدان طرف بيفتاد . پس گفت :
همان شد كه بود » .