متعين ، بايد كه همگنان برين جمله روند ، و رضا و سخط ما را - كه منافع و مضار آن پوشيده نماند و ثمره و تبعهء آن بىدرنك رسد « 1 » - از نتايج شكر و شكايت فلان و گماشتگان او بينند ، و دعاء دولت ما - كه در مهمات دينى و كارهاى شرعى چنين ترتيبهاى بواجب و تدبيرهاى صايب فرماييم « 2 » - از لوازم و مفترضات شمرند ، تا بميامن آنكه همه سعادتى را ضامن باشد از مكايد روزگار ايمن گردند ، و از آلاء و نعماء ما نصيبى « 3 » او فريابند ، ( و الله ولى التوفيق « 4 » ) .
مثال در باب قضاى ممالكزاده الله بسطته بنام افضل القضاة صدر الدولة و الدين محمد بن خلف المكى و ذكر استعفاء پدرش يديم الله سموه « 5 » .
خوبتر خصلتى از سير « 6 » پسنديدهء ارباب دولت و نيكوتر عادتى از سنن سديدى « 7 » اولوالأمر - كه عنان مصالح بر صوب اعتياد آن معطوف باشد و اعطاف « 8 » ممالك بواسطهء تمهيد او « 9 » در هزّت « 10 » آيد و اعضاد قدرت بحسن مظاهرت آن قوت گيرد و اقدام دولت بيمن موازرت « 11 » آن ثبات يابد - تربيت نهال ملت حنيفى و تلبيت « 12 » دواعى مهمات دينى و تمشيت امور اسلام و تطريب « 13 » حال شرع است ، چه قوام كار شريعت و دوام نظم « 14 » مملكت توأمانند ، و اطراد « 15 » احوال ملت و اتساق « 16 » اعمال دولت متلازمان ، رونق اسلامرا استمرار جز بسايهء سياست ملوك كامگار ممكن نگردد ، و اساس ملك را استقرار جز بيمن حراست دين آفريدگار صورت نبندد ، و اهمال مصالح ملت نظام مملكت را بىدرنك گسسته گرداند ، و اختلال باركان « 17 » شريعت قاعدهء دولت را سخت زود مستأصل « 18 » كند ، و تحقيق اين معنى از لفظ مبارك مهبط رسالت مقرر مىشود ، و تصديق اين دعوى از بيان شافى صاحب
هامش
( 1 ) برسد .
( 2 ) فرمايد .
( 3 ) نصيب .
( 4 ) انشاء اللّه تعالى .
( 5 ) عنوان مثال در نسخهء پاريس چنين است : مثال در باب قضاء ممالك زادها اللّه بسطة بر نام اقضى القضاة محمد بن خلف المكى يديم اللّه فضله و افضاله .
( 6 ) سيرت .
( 7 ) سديدهء .
( 8 ) ش ، جمع عطف بكسر اول بمعنى جانب .
( 9 ) آن .
( 10 ) ش ، جنبش .
( 11 ) ش ، معاونت و يارى .
( 12 ) ش ، لبيك گفتن و پاسخ دادن .
( 13 ) ظ ، و تطريت ( بمعنى تازه داشتن ) .
( 14 ) نظام .
( 15 ) ش ، مستقيم و يكسان بودن .
( 16 ) ش ، انتظام .
( 17 ) اركان
( 18 ) متأصل .